سال 82 - آذر ماه

**_________________________**

----

اگه خدا بخواد ما هم رفتیم کربلا : فردا میریم

یا حسین قلب میگیم       می ریم کرب و بلا

راستشو بخواین کربلا همین امشب بود تو مجلس . خیلی خوب بود . قربون زائر و غیر زائر این بچه ها بشم که اند حالن . قلبنیشخندتشویق

نامردم اگه به خودم دعا کنم . فقط برای اینا و ملتمسین دعا . فقط . از خود راضی

اما راستشو بخواین فکر نمی کنم دلم برای اینترنت تنگ بشه . با اینکه خیلی وقته این مدت یعنی ۱۱ روز از اینترنت جدا نبودم . اما خب کربلا و دلتنگ شدن برای اینترنت یه چیز خیلی بعیدیه . حتی برای من قسی القلب . ناراحت

اما اگر چه دلم هوای مانیتور رو نمی کنه اما ادمای پشت مانیتور قلب رو نمی تونم از یاد ببرم . همه شما ها رو دوست دارم و جزو محالات بدونین که یادتون نباشم . محال . فهمیدین . محال . چی ؟محال

ایشالله اگه زنده برگشتم جهار شنبه شب ده دی ماه میام ببینم چه خبره . برای اینکه ببینم شما هم یاد ما بودین یا نه پیاماتونو می خونم . متفکر

راستی شنبه شب تو چت روم مسنجر از ساعت ۷ تا ۹ شب ارتباط مستقیم داریم با شماها . میتونید جزئیاتشو تو اخبار صفحه اول سایتمون ببینید .

http://www.rahpouyan.com/

نویسنده: shamim

شنبه، 29 آذر 1382، ساعت 20:4

سلام دارم مراسم وداعتون رو از پالتاک گوش میدم تعجب خوش به سعادتتون خوشا تشنگی خوشا شور خوشا عشق خوشا وصل خوشا علی خوشا حسین خوشا عباس بفدای مولای غریبمون.یامولا علی ادرکنا بظهورالحجة گریهگریه

این را هم زدم برای عبرت امثال خودم که میون این همه خوبا قلب من بد ناراحت رو صدا زدند و بدونم که من فقط نایب الزیاره اینا  قلب هستم .

دلم نمیاد خداحافظی کنم . گریه اما چاره چیه .

تا توفیق بعدی خداحافظ گریهگریه. خدا شاهده که این آیکون ها حقیقیه . دلم براتون تنگ میشه .

حلالمون کنید .

دوستون دارم . اینم معانقه آخرش :

قلبماچقلبماچ

 همیـــــــــــــــــــن !

 

**_________________________**

--------------------------------------------------------

دو روز به سفر کربلا :

 

نویسنده: 090

جمعه، 28 آذر 1382، ساعت 4:50

حالا که ایشالا شما عازمید و ما ماندنی - تو فکر بودم این ۱۰ روز چه جوری می گذره - گفتم درس می خونم - کتاب و مقاله و از این جور کارا...............ولی شب جمعه بعد از احیا یهو به کلم زد برم مشهد . راستی اگه رفتم اونجا شما چی می خواید از قولتون به آقا بگم /؟؟

زرنگه ها  از خود راضی اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند . گریه بهش بگو هر جا برم دلم برات تنگ میشه . آخه بسیار خوبان دیده ام  -  اما توچیز دیگری  قلبقلبماچ

اما از سفر کربلا . ظاهرا همه چیز مرتبه و داریم می ریم . اما هنوز باورم نمیشه . تا نرسم باورم نمیشه . نمیشه .

دل من گشته هوایی - مرغ دل دارد نوایی

میبینید چن روزه دیگه - من میشم کرب وبلایی

اما می ترسم . خیلی می ترسم . سبزنگران

می ترسم این رو هم آزمایش کنم و جواب نگیرم . گرچه جوابش همین لبیکه . اما من میخوام آدم شدنمو احساس کنم . ناراحت

می ترسم یک مویی از سر یکی ازین فرشته هایی قلب که می بریم کم بشه . گوش شیطون کر حدود ۶۰۰ نفرند و خیلی کار سخته . آخ

می ترسم اینا بیان و حتی یکیشون ناامید برگرده . ابرو

می ترسم برم سامرا اما آقامو نبینم . گریه

می ترسم بمیرم و به کربلا نرسم . ابله

می ترسم برم حرم عباس اما مردونگی و ادب نیاموزم .

می ترسم برم حرم حسین اما عاشق شهادت نباشم .

می ترسم برم حرم علی اما باز هم بر گردم و چون معاویه عصبانی زندگی کنم .

وای ی ی ی ی . من چقدر ترسو شده ام.

بچه برو کربلات و برگرد . ساکت

بتوچه چی میشه . توکلت کجا رفته ؟ ساکت

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم  

 حکم آنچه تو فرمایی شرط آنچه تو بنمایی

-------------

 

**________________________**

/ 0 نظر / 87 بازدید