سال 83 - شهریور ماه

نمی دونم تو این دنیای بی در و پیکر تا کی می تونیم بی آقا بمونیم و نگندیم :

نه تاب و طاقت یعقوب دارم       نه صبر حضرت ایوب دارم

دل دلدار من از جنس سنگ ست     دلم خوش کرده ام محبوب دارم

گریهقلبناراحت

در دنیای امروز فرق است بین بزرگی و بزرگواری . انسانها اغلب دنبال بزرگی هستند غافل از اینکه اولا بزرگ شدن خیلی سخته و ثانیا بزرگی - بزرگواری نمیاره . بزرگی زمان میخواد و عمر و صبر و هزار تا مکافات و تازه بعد از بزرگ شدن - بزرگی را نگاه داشتن و بزرگ ماندن خودش یه جدال دائمی میخواد که خدا تومن دردسر داره .  ابلهنگران

اما بزرگواری فقط فکر میخواد و نور . به سن و سالت هم بستگی نداره و حتی به علمت . غصه دار اینکه از دستش هم بدی نیستی چون جزو ذاتیاتت میشه . خب چی چی هست ؟ جونمون بالا اومد . تو هم که همش مقدمه هات آدمو ذله می کنه . بگو ببینیم چی هس ؟!!؟

۱ - در دنیایی که آدما پائین بالای دنیا براشون مهمه و بزرگی رو به بالایی دنیا میدونن . بزرگوارا بی خیال سر و تهشن و براشون مهم نیست که مردم چقدر برای این دنیا دارن خودشونو به اب آتیش می زنن . مژه

۲ - برای بزرگا جهالتها و فحاشیها و تهمتا  تحمل و زجر می طلبه اما بزرگوارا اصلا نمی بینن و قاضیشون مرگه و عشقشون ارزشائیه که با این جریانا می ریزه تو پروندشون . فحش داد ؟ تهمت زد ؟ آخ جوووووون !! لبخندخوشمزه

۳ - در حالی که وقایع کوچولوی اطراف محیط کوچولوتر بعضیا همه زندگیشونو از هم می پاشونه بزرگوارا اونقدر جهانی و با سعه صدرن که اصلا این بچه بازیای اطرافشونو نمی بینن . ان الحیات : عقیده و جهاد . همین و بس . درد ؟ کدوم درد ؟ تا این همه درد تو جهانه کدوم درد شخصی می تونه منو از پا بندازه ؟ جواب ؟ هیچی . یا علی . فعلا وقت ندارم . من سرم بکارمه بقیه با خدا . آخه خیلی زود دیر میشه ها ! چشمک

بقیه شم باشه هر وقت تو تریپش بودم . دعام کنید . بخدا من تو این سفر فقط بجای همه بودم . فقط . آخه از من دیگه زیاد چیزی نمونده .

ز بس بستم خیال و . تو گشتم پای تا سر من

تو آمد رفته رفته . رفت من آهسته آهسته !

همین !

 

۱۳۸۳/۶/۳٠ساعت ۴:٢٠ ‎ق.ظ

 

**______________________**

 

رفتیم مشهد !

دارام دارام دیریم دیریم ابله داریم میریم !

کجا ؟ حرم !!      کدوم حرم ؟

 آخ ...... آقام علی موسی الرضا (ع)

ببخشینا یه کمی خلی مال عشقه . ابله خدا کنه زنده برسیم

 ببینید . جبهه و انقلاب و امام و .... همه درست . اما اونی که عشق رو یادم داد – گرچه شاگرد تنبلی بودم – آقام امام رضا بود :

چقدر تجربه های جدید یادم داد            و مهربانی و عشق و امید یادم داد

خدا گواه من از عشق بی خبر بودم    خدا که چشم ترا آفرید یادم داد

یادم نمی ره یه کسی – که راست می گفت – آقامو تو خواب دیده بود می گفت چشاش عجیبه .

آره والله  - عجیبه ! عجیب !! تعجبقلب

می دونین تخصص آقا صدا زدن در راه مونده هاست . فقهی بگم آقا مسئول ابن السبیله !!

منم در راه مونده ام . جا مونده یا باز مونده . نه ؟؟ بیا :

عمریست بال بال بال می زنم      خود را به کور گنگ لال می زنم !

سر درد درد درد می کشم        تب خال خال خال خال می زنم !

هی عشق زنگ زنگ زنگ می زند     من بوق بوق اشغال ؟؟!! می زنم !

/ 0 نظر / 15 بازدید