سال 82 - دی ماه

 

سلام .

امشب شب مخصوص زیارتی امام رضا (ع) قلب بود .

ما هم زیارت کردیم . البته از دور . اما با اعتقاد به اینکه اینا دور و نزدیک ندارن .

ما بودیم و رضا و بی رضایتی های روز افزون ما .ما بودیم و رضا و توبه های شکست خورده ما .

ا بودیم و رضا و بریدن ها و ناامیدی های ما .

ما بودیم و رضا و غربت کمر شکن ما .

ما بودیم و رضا و دستان به سویش بلند شده ای که کم کمک داره پائین میاد .

ما بودیم و رضا و دلی تنگ به تنگی غربتش و به تنگی ناله های نیمه شبش .

ما بودیم . رضا بود . خدا بود و دیگر هیچ نبود .

شنیده ای می گویند :: من فکر می کنم پس هستم .

و من هم غم می خورم پس هستم . می برم پس هستم .

گریه می کنم پس هستم . ناامید میشوم پس هستم . آه می کشم پس هستم .

عاشق می شوم پس هستم . به معشوقم نمی رسم پس هستم .

جوانی را به باد میدهم پس هستم . فراموش می کنم پس هستم .

از شکر بهره ای نمی برم پس هستم . و خلاصه کلام من هستم .

اما !!!!

تونیستی . ناراحتگریه

صدایم نمی کنی . جوابم نمی دهی . راه را بسته ای .

تازه توقع داری آدم شوم . آدم بمانم . آدم بسازم و آدم بمیرم .

ولی فکر نکن من می روم . نه . نه اینکه ایمانی یا معرفتی دارم . نه .

آخه کجا بروم ؟؟!!؟ خمیازه

فقط یه جمله دیگر و یا علی .

رضا جان .

 با دیگران نشستی        راه وصال بستی 

  رو کن به هر که خواهی        گل پشت و رو ندارد

--------

یه چن روزی میرم شمال بازم مثلا برا تبلیغ .

اگه نبودم منو ببخشین .

البته اگه کافی نتی چیزی گیرم بیاد میام .

همین !!

http://seyyedanjavi-2.persianblog.ir/

 

۱۳۸٢/۱٠/٢۸ساعت ۶:۳۵ ‎ق.ظ


** ____________________________**

 

 

 

 

/ 0 نظر / 10 بازدید