بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد

1 / 8 / 91 : گرانی


با این اوضاع بد اقتصادی مردم مومنین غیر از تحلیل های سیاسی اقتصادی !!!!!! که می فرمایند لطف کنند ، یعنی واجبه براشون مقداری از بهره وری خودشون از مواهب دنیا کم کنند و اضافه درآمد حاصله رو بمردم اختصاص بدن . دولت روز قیامت خودش باید جواب بده اگه اهمال کرده و من و تو هم جداگانه . امان از بی تدبیری و بی عملی خودمون !!!!!!

**____________________**

16 / 8 / 91 : ملک حسینی
چند روز پیش حضرت ایت الله ملک حسینی فوت کردند
دو سه روزی تو نت و اخبار و شهر همه جا این خبر به چشم میخورد و آمار سرچ نامشون بالاااااااا !!!
دو سه روزه خیلی کم شده . دو سه روز دیگه هییییچ میشه . دو سه ماه دیگه به فنا میره . دو سه سال دیگه هیییییییچ اثری نیست
اما : یاران شون تاکید دارن همه زندگیشون بر اساس آیه " الذین قالوا ربنا لله ثم استقاموا " می چرخید . یعنی اگر به چیزی اعتقاد داشتند یا مخالف بودند سر سوزنی کوتاه نمیومدند .
نتیجه : همه پزشکان و پرستارانی که بعد از شنیدن آلارم خطر دویدند بالای سر ایشون روی تخت بیمارستان نماز به عینه دیدند که چشم باز کرد و گفت : یا امیرالمومنین .... و رفت ..... این می مونه برادر !!!!؟

**________________________**

شب ششم محرم 91:
واقعا به چه امیدی زندگی ؟ واقعا چه حسینی ؟ چه کربلایی ؟ چه محرمی ؟ ...... بشدت داغون غزه هستم و نظم مسخره نوین جهانی و ظلم کانالیزه شده ای که هیچ چیز آرومم نمی کنه مگر با سر به صف دشمن کوبیدن .
ما بچه های هویزه ایم . بچه های طلاییه . بچه های نهر خین و شهرک دوعیجی . بچه های والفجر هشت .
تنها آرزویم اینه که باز بشه باب جهاد ، تا به سران گوسفند نظم نوین جهانی نشون بدیم شیعه علی و حسین ؛ نسل خمینی و نسل خامنه ای ، چگونه با گرگ های عالم می جنگند و در مقابل چشمان بی غیرت گوسفندان ، طومار این غده سرطانی رو در هم می پیچند .
البته با عرض پوزش از دلار پرستانِ دنیا محور ِ سر در آخورِ نشخوار کنِ همیشه نق زنِ همیشه طلبکار از زمین و زمان !!!!!

**_______________________**

شب نهم محرم 91 :
شب عباس شب باب الحوایج . امسال مثه همه جاهای دیگه محرم خیلی پرشور تر از سال های قبله . هم کمی و هم کیفی . شکر خدا .
نمیشه بگبم فقط عاشقیم و هیچی نمی خوایم . ایشالا فقط عاشق باشیم اما اونا کریم تر ازین حرفا هستند که عاشقا رو بی اجر رها کنن . بابت قبر و قیامت و عاقبت بخیری که بفضل خدا خیالمون راحته .
اما ای امام زمان ! همه اهل بیت درین زمان اجرای اوامر الهی را به شما واگذار کرده اند . بحق عمویت که میداند نا امیدی چه درد جانسوزیست :
مردم مشکلات دارند . مریضی ها . فقرها . بی عدالتی ها . ظلم و جور نهادینه شده جهانی . کودکان .... اره باین واژه حساسید ... کودکان درد دارند . زنان .... باز هم حساسید .... مردان . همه و همه . بخدا دیگر برای خودم چیزی نمی خواهم . از من گذشته !
برس بفریاد غریبان و دردمندان و مصیبت دیدگان و عنایت کن مقام شکر و رضا را به محرومان و مستضعفان و مقام رضایت را به آرامش داران و مرفهین .
بحق عمویت شر غم و تنهایی و داغ و ....... میدونی چیه آقا ؟
اصلا .......... بیااااااااااااااااااااااااااا دیگه قربون قدمات بشم !!!!!

**_____________________**

صبح عاشورا 91 :
یک چشم من از فراق جانانه گریست ...... چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون وقت وصال شد من او را بستم ..... گفتم نگریستی نباید نگریست

**____________________**

شب سیزدهم محرم 91 :
دیشب زدم براه بیام قم . هوا هم ناجوووور . خلاصش قبل گردنه کولی کش خوردم به برف و برف گیر شدیم خفن ! تا بیان و برف روبی کنن و راه باز بشه یه چن ساعتی شد . هوا سرد ، انتن موبایل قطع ، انتن رادیو قطع ، و بنده هم حسابی مریض ..... خلاصه توفیق شد !! یه کمی بریم تو عصر حجر !! خلاصه داشتم فکر می کردم :
زمانی که حدود سیزده چارده سالم بود همه دلخوشیم و همه انگیزم برا درس خوندن و حیات !! این بود که پولامو جمع می کردم و عصرای پنجشنبه می رفتم سالن مهران مشهد و یه مسابقه نیگاه می کردم . بعدش می رفتم سالن تاتر هلال احمر و یه تاتر و بعدم دو تا پیراشکی گوشتی میدون ده دی و شاررررژ میدویدم سمت میدون شهدا و شیر نارگیل رضا و با اروزی پنجشنبه بعد کل هفته رو حال می کردم . بعد ها دنیام بزرگتر شد و البته جنگ نگذاشت دنیا برام جدی بشه . خیلی از چیزایی که از دور دلربا بود رو چشیدم و هیچوقت راضی نبودم .
وقتی بدنیا خوب نگاه کنی می بینی همه قشنگی دنیا در اینه که از دور نگاهش کنی و کلا وقتی بارزوهات می رسی می فهمی که هر چی تو دنیا وقتی بهش نزدیک میشی اون قشنگی قبل رو برات نداره . زیبایی دنیا بپوشیده بودنشه . زیبایی های طبیعی و حتی ادم ها . ادم ها هم از دور قشنگترن . با لباس و رسمی !! نزدیک که میشید بالاخره چیزی هست که تو ذوق ادم بزنه .
باید این توقع رو که میشه همش بالا رفت و کیف کرد منطقی کنیم و بسازیم . بالاخره یه فرقی بین شما و ادمایی که تمام امال و ارزوهاشونو در دنیا می بینن وجود داره .
بهر حال اگه فرض بر این بذاریم که دنیا اول و اخر کار همه ماست ، باز هم اگر توقع شیرینی مطلق داشته باشید ، از شیرینی نسبی آن هم لذت نخواهید برد .



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٦ | ٧:٢۱ ‎ق.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()