بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد


سوغات سفر ؟

سلام . اومدیم . مثه همیشه سالم و غانم . دم خدا گرم ! قلب

 

 


نمی دونم تو این دنیای بی در و پیکر تا کی می تونیم بی آقا بمونیم و نگندیم :

نه تاب و طاقت یعقوب دارم       نه صبر حضرت ایوب دارم

دل دلدار من از جنس سنگ ست     دلم خوش کرده ام محبوب دارم

گریهقلبناراحت

در دنیای امروز فرق است بین بزرگی و بزرگواری . انسانها اغلب دنبال بزرگی هستند غافل از اینکه اولا بزرگ شدن خیلی سخته و ثانیا بزرگی - بزرگواری نمیاره . بزرگی زمان میخواد و عمر و صبر و هزار تا مکافات و تازه بعد از بزرگ شدن - بزرگی را نگاه داشتن و بزرگ ماندن خودش یه جدال دائمی میخواد که خدا تومن دردسر داره .  ابلهنگران

اما بزرگواری فقط فکر میخواد و نور . به سن و سالت هم بستگی نداره و حتی به علمت . غصه دار اینکه از دستش هم بدی نیستی چون جزو ذاتیاتت میشه . خب چی چی هست ؟ جونمون بالا اومد . تو هم که همش مقدمه هات آدمو ذله می کنه . بگو ببینیم چی هس ؟!!؟

۱ - در دنیایی که آدما پائین بالای دنیا براشون مهمه و بزرگی رو به بالایی دنیا میدونن . بزرگوارا بی خیال سر و تهشن و براشون مهم نیست که مردم چقدر برای این دنیا دارن خودشونو به اب آتیش می زنن . مژه

۲ - برای بزرگا جهالتها و فحاشیها و تهمتا  تحمل و زجر می طلبه اما بزرگوارا اصلا نمی بینن و قاضیشون مرگه و عشقشون ارزشائیه که با این جریانا می ریزه تو پروندشون . فحش داد ؟ تهمت زد ؟ آخ جوووووون !! لبخندخوشمزه

۳ - در حالی که وقایع کوچولوی اطراف محیط کوچولوتر بعضیا همه زندگیشونو از هم می پاشونه بزرگوارا اونقدر جهانی و با سعه صدرن که اصلا این بچه بازیای اطرافشونو نمی بینن . ان الحیات : عقیده و جهاد . همین و بس . درد ؟ کدوم درد ؟ تا این همه درد تو جهانه کدوم درد شخصی می تونه منو از پا بندازه ؟ جواب ؟ هیچی . یا علی . فعلا وقت ندارم . من سرم بکارمه بقیه با خدا . آخه خیلی زود دیر میشه ها ! چشمک

بقیه شم باشه هر وقت تو تریپش بودم . دعام کنید . بخدا من تو این سفر فقط بجای همه بودم . فقط . آخه از من دیگه زیاد چیزی نمونده .

ز بس بستم خیال و . تو گشتم پای تا سر من

تو آمد رفته رفته . رفت من آهسته آهسته !

همین !

 

۱۳۸۳/۶/۳٠ساعت ۴:٢٠ ‎ق.ظ

 

**______________________**

 

رفتیم مشهد !

دارام دارام دیریم دیریم ابله داریم میریم !

کجا ؟ حرم !!      کدوم حرم ؟

 آخ ...... آقام علی موسی الرضا (ع)

ببخشینا یه کمی خلی مال عشقه . ابله خدا کنه زنده برسیم

 ببینید . جبهه و انقلاب و امام و .... همه درست . اما اونی که عشق رو یادم داد – گرچه شاگرد تنبلی بودم – آقام امام رضا بود :

چقدر تجربه های جدید یادم داد            و مهربانی و عشق و امید یادم داد

خدا گواه من از عشق بی خبر بودم    خدا که چشم ترا آفرید یادم داد

یادم نمی ره یه کسی – که راست می گفت – آقامو تو خواب دیده بود می گفت چشاش عجیبه .

آره والله  - عجیبه ! عجیب !! تعجبقلب

می دونین تخصص آقا صدا زدن در راه مونده هاست . فقهی بگم آقا مسئول ابن السبیله !!

منم در راه مونده ام . جا مونده یا باز مونده . نه ؟؟ بیا :

عمریست بال بال بال می زنم      خود را به کور گنگ لال می زنم !

سر درد درد درد می کشم        تب خال خال خال خال می زنم !

هی عشق زنگ زنگ زنگ می زند     من بوق بوق اشغال ؟؟!! می زنم !

 و ... نمی دونم چه جوری بگم . روم نمیشه . هر چی از من بیوفایی میره ازون وفا میاد . حتما تجربه اش کردین . عجیبه عین چشاش . وقتایی می رم سراغش که هیچ جایی ندارم . اونم بروی خودش نمیاره و همه  دردامو میشنوه و دوباره بازارمو شلوغ می کنه . بعد دوباره منکه از قحطی در اومدم ........ یعنی همون آش و همون کاسه ! خاک تو سرم آخ .

یا امام رضا :

ای پر از عاطفه در قحط محبت با من      کاش میشد بگشایی سر صحبت با من

هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا     درد تنهایی و بی برگی و غربت با من

خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال       آسمان دور شد از روی حسادت با من

 و اما شما بازم یه نائب الزیاره مفت و مجانی دارین . چه اونایی که دوستم دارین چه اونایی که ندارین . راست میگم یا نه قیامت معلوم میشه .  پس تو رو خدا شما هم منو دعا کنید . باور کنید نفسام که بالا میاد به دعای شماس . هر جای جهان که هستین

جمعه 20 / 6 / 83 شب ساعت سه تا چهار نیمه شب دلاتونو بسپارین به من . فقط به نیت یاران اینترنتی ام از 3 تا 4 می رم حرم و زیارت و نماز . فقط شما .قلب البته نه که زیارت من ارزشی داشته باشه . بلکه نائب الزیاره بودن برای شما ها منو مهم می کنه تا آقام هم تحویلم بگیره .

اگه زنده برگشتم حمعه دیگه میام.

 

آخ دلم ....... همین!

 

۱۳۸۳/۶/۱٩ساعت ٢:۵۵ ‎ق.ظ

 

**___________________**

 


اعتکاف ۸۳ - خلوت با عشق

 

گریهناراحتناراحت  دو شب بعد از اعتکاف ۸۳   ناراحتناراحتگریه

والله حالم خیلی بد بود . هم روحی و هم جسمی . حالا جسمیش یه کم بهتره اما روحی .... ولش کن بابا . باز عده ای اومدن و گرفتن و رفتن .

شبای با هم بودن و با خدا بودن گذشت . وداعتون دیدنی بود . چهره های خندونتون موقع رفتن حکایت از اثر سبکی روح و سبکباری بر سبکبالی داشت . قربون سبکی های روحتون . قلب سه روز با خدا بودید و بدونید :

من آنس بالله توحد  - کسی که به خدا انس بگیره تنها میشه . این جرم عاشقیه . امشب گفتم بهتون : علی (ع) : الهجران عقوبه العشق .

اگه اومدین و دیدین هنوز دنیائیها تو دنیاشون میلولن و شما را با همون میزونای شهوانیشون میسنجن : بی خیال .

اگه دیدین ارزشای شما با اونا زمین تا آسمون توفیر داره : بی خیال .

اگه دیدین دیگه شوق و شور تو با اشتیاقشون و دردت با درداشون فاصله ای میان ماه من و ماه گردونه  : بی خیال .

اگه دیدی هنوز هم که هنوزه نمی فهمن توبه چیه - ترقی و تعالی چیه - عشق چیه - سکوت چیه - صبر چیه - و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما چیه - : بی خیال

خلاصه درد همه غصه ها بی خیالیه و فقط یه خیالی داشتن :

شب و ..... سکوت و .... خیال یار !

و اگر آرام نشدی بدان زمین همیشه اینگونه نبوده . من چه باز مانده و چه جا مانده ناراحتانسانهایی را دیده ام خیلی متنافر با خیلیا . ولی الانم هستن . منو نبین . اگه بگردی پیدا میشه . آروم نشدی . با زمزمه زیبای برادرم سعیدی راد آروم شو :

ای مردمان خوب خوبان بی شمار

امشب دلم پر است از دست روزگار

دیگر فنا شدم در زیر پای شهر

دیگر دلم گرفت از این همه حصار

پر شد تمام شهر از آتش خزان

کاری نمی کنی ای نازنین بهار ؟!؟

پا در گلم هنوز ای زخم سینه سوز

با من سخن بگو از کربلای چار

شرمنده توام ای اولین شهید

دست مرا بگیر ای آخرین سوار قلب

آروم شدی ؟ من که شدم .

خب میخوایم بریم مشهد لذا یه کم زودتر آپدیت می کنم . اگه زنده بودم ایشالله .

 

 

**___________________**

 

 

 

 

 

شب دوم اعتکاف ۸۳

ناراحت آه کشیدم !؟ ناراحت

ساعت ۱۱ بعد از ظهر روز شب اول اومدم دم مسجد شهدا . عده زیادی - خیلی زیاد - دم در داشتن التماس می کردن بیان مهمونی خدا . چن دقیقه قبل عده ای دیگه رو دیدم تو خیابونا میلولیدن . عده ای هم تو خونه ها پی گیر بازی آث رم و تیم ملی بودن . عده های دیگه رو هم یادم اومد . چرا راشون نمیدین ؟ جووننا ! عجیبنا ! آقا جا نیست . اصلا . آمار رو ۱۰۰۰۰ تاست . چه کار کنیم ؟ هیچی و آه کشیدم ! ناراحت

نیمه شبه . همه خسته . چشا قرمز . اشکا دم آستین . قلبا پر طپش . ومن ...... فقط آه کشیدم و مناجات ... اللهم انی اسئلک الامان یوم یفر المر..... و من باز آه کشیدم . ناراحت

صبحه . همه خوابن . یکی دستش زیر سرشه . یکی لوله شده . جا نیست اما عشق هست و باز هم آه کشیدم . آه . ناراحت

افطاره . همه خندون . چهره ها نورانی . نور بالا می زنن . وای . دلم برگشت . سال ۶۵ . چقدر شباهت و من آه ... نه . آه نکشیدم . گریه کردم . گریه خره مگه صف افطاریا رو نیگاه کردن گریه داره ؟!!!؟‌ و من اشکامو پاک کردم . آه کشیدم ! ناراحت

منبرم شروع شد . چهره های جذابشون می درخشه  قلب. دستاشون بوسیدنیه قلب. چشاشون باهام حرف می زنه . جون بکن . زود باش از خدا بگو . چشم . لبخند

می خوام مثه دیونه ها .... سر به بیابون بذارم ..... داد بزنم به آسمون .... خدا خدا دوست دارم ..... مجلس ترکید و من آه کشیدم آره اه کشیدم و خوشبختانه کسی نفهمید . ناراحت 

نیمه شبه نوای ابوحمزه تو فضا پیچیده . الهی لا تودبنی بعقوبتک و لا تمکر بی ...... یکی آروم اشک می ریزه ... یکی تو سجده هق هق می کنه . یکی رو به آسمون فریاد می زنه ... یکی نماز شب میخونه ..... و یکی آروم خوابیده و لبخند قشنگی گوشه لبشه .... و من .... ای خدا چه شباهتی .... سال ۶۴ ....... و من اه نکشیدم .... گریه هم نکردم .... اشک هم نریختم ..... ضجه زدم . گریهآخ

خدایا نمی تونم تموم شدنشو تحمل کنم . همون دعای اعتکاف پارسال که در انتهای هر گزارشم می زدم گرچه تکراریه اما جانشین نداره :

قلب خدایا تو رو به ..... منو قربونیه این بچه ها کن . قلب

کادر خیلی خیلی زحمت می کشن قلب. نمی دونم چی بگم . نظم و ترتیب و تزئینات و برنامه ها قابل مقایسه حتی با  سال پیش نیست .

تا بعد . همین دوم !

--------------

 

**________________________**

 

 

شب قبل از اعتکاف ۸۳

خیل جوونا و نوجوونا با عشق برای اعتکاف ثبت نام میکنن .

الهی فداتون بشم که تو این زمونه زمین پرستی عشقتون خلوت با خداس .

قربون این التماساتون . بابا جا نداریم !!! قلب

اما من ؟؟!؟ سوال

آقا سیدی برا بقیه . برا خودت یادت باشه جامونده ای . جامونده نه بازمونده .

 افتاااااد الاااان ؟؟!؟ عصبانی

نمی دونم . اگه عشق مرده پس اینا کین و اگه نمرده این آقا سید کیه !

نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را

که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری

میدونم باز سه روز دیگه میاد و میره و برای من فقط عرق شرم میمونه

و البته روسیاهی مثه ذغال !

میدونین ؟ نه ؟ پس بدونین :

مردم به چشم آب نگاهم کنند لیک

من از سراب پیش تو بی آبرو ترم

 

 

۱۳۸۳/۶/۸ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/۱۱ توسط سید محمد انجوی نژاد