بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد


کشف جدید ؟!


نقطه سر سطر ؛ بچه ها بنویسید     با خط درشت عشق را بنویسید

تکلیف شب شماست در دفتر دل     صد مرتبه از روی خدا بنویسید !!

روز شهادت چمرانه . ۳۱ / ۳  - دلم خسته و گرفته است و یاد مرگ خوابم را ربوده . بقول چمران :اینهمه خودخواهی ها ؛ کینه ها و حقدها ؛ آتش افروزیها ؛ غرور ها ؛ حق کشیها ؛ خون ریزی ها ؛ اختلافات و کشمکش ها ؛ از همین منیت ما و نشناختن خود حقیقی ما سرچشمه می گیرد . قهر

و در جایی دیگر می گوید : اگر انسان از عالم برزخ برگردد و دوباره زندگی را از سر بگیرد ؛ حالات زیر در او بوجود می آید :

۱ - احساس شرم از آن همه کودکی و آن همه آرزوهای بچه گانه و خواسته های پست که قبلا داشته . خجالت

۲ - با رسیدن به عقل کلی تر از پوچی ها و مسخره گی ها صرف نظر می کند و خواسته هایش را در بعدی عمیق تر و وسیع تر جاری می نماید . لبخند

۳ - احساس اینکه او و همه چیز متعلق به خداست و او فقط باید در راه خدا قدم بردارد ...

و اما من :

خسته شدم از توالی زندگی ام       از این همه ماست مالی زندگی ام

انگار فقط سکوت انداخته اند      بر روی نوار خالی زندگی ام !! ابله

شقایق را لاله داغدار نیز گفته اند . ازین رو گل سر سبد همه گل هاست . اما شقایق شدن فقط وقتی ممکن است که نیلوفر باشی . هنر نیلوفر اینه که در کنار مرداب می روید و اما نه بوی گند مرداب را می گیرد و نه رنگ سیاه مرداب را که حتی عطر هم به مرداب میدهد . و ما مانده ایم تا در مرداب دنیا نه که رنگ بگیریم بلکه رنگ هم بدهیم .

ترا چکار که جاهلان چه گویند و هر کسی با ظن خود ترا چه خطاب کند .

خلوتت را دریاب و بگذار دیگران هر چه میخواهند برای خلوتت بسرایند . ساکت

بر هر چه بغیر عشق پا بگذارید       دست دل خویش در حنا بگذارید

عاشق بشوید مردم عاشق بشوید     یک نام خوش از خویش بجا بگذارید

هی ی ی ی ی ی ی عصبانی  بابا این کشف جدیدتو بگو ! جونمون بالا اومد .

آها . ببخشید . میگم . یه کم صبر کنید .

هی پیچ زدم طناب را در مشتم !    هی شعر پرید از سر انگشتم !

هرچند کلنجار ... نه ... بیفایده بود !    دیروز غروب من خودم را کشتم !!! نگران 

قضیه بر میگرده به سفر هفته پیشم به قم . برای اولین بار در عمرم ۴ روز قم و جمکران بودم . آقا خیلی چسبید و مخصوصا دیدار استادم .... - بماند - که منو به کشف تازه ای رسوند .

چی ؟ ای بابا . همون امام زمان خودمون . !!!!! قلبقلبقلبگریه

نه بابا رسیدن بخیر یا الله ! بله . اما اینبار یه جور دیگه . اثراتشو از حالا به بعد می بینید . مخصوصا تو برنامه ریزی برای کانون . چی شد بماند تا بعد . فعلا کمی تا قسمتی دلگیرم و شنگول . یه چیزی تو مایه های دلشاد دلتنگ !!!!! نیشخندناراحتخندهگریهچشمک

پس این شعرای آخری مایه شنگولیه تا بعد چی بشه :

یکروز مداد خوشگلم را دزدید   کم کم همه وسائلم را دزدید

سارا که انار داشت با دارا رفت !   دفتر چه کاهی دلم را دزدید

خودکار سه رنگ قابلت مال خودت     دفترچه مشق خوشگلت مال خودت

دفترچه کاهی دلم را پس ده      اصلا همه وسائلت مال خودت !!

خودکار سه رنگ قابلم را نبری   دفترچه مشق خوشگلم را نبری

من با تو سر نیمکت زندگی ام    عمریست مواظبم دلم را نبری

همین !

http://seyyedanjavi-2.persianblog.ir

 

۱۳۸۳/۳/۳۱ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ

 

**______________________**

 

مرگ بر آمریکا - مرگ بر اسرائیل - مرگ بر خائن !! چشمکنیشخند

امروز چند تا نکته دارم :

۱ -  آیا دنیا چقدر برای ما مهم است ؟ جمله امام سجاد (ع) که می فرماین : اللهم الرزقنی التجافی عن دار الغرور - شاید تکلیف همه ما را مشخص می کند . همه دنیا سایه و مجازیست که برخی از ما اونو جدی می گیریم . اینجا فقط باید بازی کرد . انما الدنیا لهو و لعب . برخی خیلی جدی می گیرن و فکر می کنن همه باید اینطوری باشن . نه داداش من . بی خیال . نه دل دادناش واقعیه نه دل بریدناش و خیلی از بالا و پائیناش و سختی و شیرینیاش فقط یه سرابه . بریدن به معنای رفتن نیست . بلکه به معنای ندیدنه . خوشا آنان که پا از سر ندونن . چی گفت ؟ نشنیدم ! چی بود ؟ ندیدم ! چی ... ؟ نه .... !

۲ - می دونم این حرفا خریدار نداره . اصلا شاید کسی نفهمه . میدونین برخی از ما خیلی کوچیکیم و اونقدر تو خونه کوچیک خودمون گیر کردیم که اصلا حرفای بزرگ رو نمی فهمیم . چه سرنوشت غم انگیزی ...... که کرم کوچک ابریشم  .... تمام عمر قفس می بافت ... ولی بفکر پریدن بود .... !!!!  بحث من سر اینه که خوبه بعضی وقتا فکر کنیم چیزای بزرگتری ازینایی که ما توش درگیریم هم وجود داره . تو پرانتز میگم و ربطی هم به مطلبم نداره . مثلا یکیش امام زمان (عج) و درداش !! چیه ؟ هیچی بابا بی خیال !!؟ ........

۳ - گفتم آهندلی کنم چندی    ندهم دل به هیچ دلبندی 

   سعدیا دور نیکنامی رفت    نوبت عاشقیست یک چندی

۴ - یکی داشت فکر میکرد چه طوری میشه این جهانو از دست صهیونیستا در آورد اما یکی دیگه ....... !! تعجب

یکی داشت فکر میکرد الان آقا کجا حیرونه اما یکی دیگه ..... ! تعجب

یکی داشت فکر میکرد شب اول قبرشو چی جوری بگذرونه اما یکی دیگه .....! تعجب

یکی داشت می رفت آما یکی دیگه ..... !! تعجب

یکی داشت فکر میکرد ... ولش کن . ناراحت مایه امید اینه :

یوم تبلی السرائر  -  و ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید

همین !!

 

۱۳۸۳/۳/٢۳ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ

 

**_______________________**


تکون خوردم ؟!

 

 

 

عصر جمعه تهران بودم برا چهلم خدا بیامرز خاله ام .ناراحتگریه طبقه چهارم . و ناگهان زلزله و تکان شدید آپارتمان و جیغ و فریاد همه و ریختن مردم تو خیابونا !!! و اما من تکون خوردم !!ابرو

شب اومدم شیراز و ساعت چهار و نیم صبح شنبه باد شدید شیراز و آسمون قرمز و بازم تکون خوردم !!!نگراننگران

و امروز صبح دارم آماده میشم با کاروان خانواده ها ظهری برم مشهد قلب . و این دفعه تکون خورده !! نگران( نتیجه : تا هفته دیگه نمیام نت نیشخند . )

خدایا چرا ما باید همیشه این طوری تکون بخوریم . عارفی گفته - خدا رحمتش کنه - :

خدا یا با تار میاره یا با تور و یا با تیر .

خدایا چی میشه بنده هات همیشه با تار بیان تا نیازی به تور و تیر نباشه ؟

 خدایا چی میشه بندگی یادمون نره ؟

چی میشه تو رو ببینیم . احساست کنیم . سرمون از حیرت داره گیچ ویج می ره ! ابله

خدایا آرامش رو گم کردم . قلبم با اضطراب خو گرفته . درد دارم . جواب نمیدی ؟ناراحت

می رما !!! گریه

خدایا اگه من غیر تو کسی ندارم تو هم غیر من کسی نداری !!!!!!!! چیه ؟؟ خودت تو سوره طاها برای آدما گفتی : واصطنعتک لنفسی . تو رو برای خودم ساختم . پس تو هم غیر من : من لی غیرک !!!

خدایا آسمون و زمینت فریادشون در اومده . میخوان بترکن . میخوان رو سر ما خراب بشن . مایی که همه کار می کنیم غیر بندگی تو . عصبانیناراحت رحم کن و بنده مون کن .

آخ امام رضا . الهی که قلبقلبقلبقلب ...... هیچی !!!

تکون خورده دارم میام بلکه آقا . قرارم بده و آرامشم . الکی ننویسین التماس دعا . من برای همین دارم میرم . زائری هستم از طرف شما . خجالتقلب

وای !!! چیه ؟ هیچی !

آه من قله الزاد و طول السفر . همین !

تمومه ؟ نه بابا .

بگم و برم :

برگ عیشی بگور خویش فرست

کس نیارد زپس تو پیش فرست

ادامه شو اگه زنده برگشتم مینویسم .

پس فعلا

همین !!!  

http://seyyedanjavi-2.persianblog.ir/

 

۱۳۸۳/۳/۱٠ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱۱ | ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()