بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد

به بهانه میلاد آقا !



سلام . ماه شعبان و نیمه آن مبارک باد.
ماه رسول خدا و ماه بخشایش و درست نگریستن بدنیا و خو کردن به سجن و تحمل دنیا و ............... !!؟
 
بیائید جور دیگری بنگریم.
***
میان این همه بلبل
میان این همه گل
میان این همه سبز و سفید و قرمز و زرد
تنها
تبر است
که می تواند
درخت را بخنداند !
---------------------------
بنشینیم برای نیومدن آقاناله کنیم ؟ چه طوره ؟ عالیه ! اولا ناله دل آدمو باز می کنه و غصه های نرسیدنمو به هوا ها و آرزوهای دنیائیم برطرف می کنه . به حساب آقا هم میذارم نور علی نور !!؟
بعد شم کار راحتیه . یه کم تمرکز میخواد با یه نمه احساس رمانتیک .
اصلا به من چه امام از من چی میخواد و چه دردی داره . موضوع اینه که امام من همون مسیح مسیحیاس که درد کشیدن حقشه تا من قلک کوچولوهای دنیامو پر کنم و بشینم با لذت از چربیای سفره ها و نرمی های رختخوابا استفاده بهینه ! کنم !!!!
----------------------
دسته دسته عاشقای امام زمان امشب میرن میشینن درداشو نو بامام بگن تا سبک بشن و هیچکس جدا در پی دریافت وظایف ماموم نیست .
و گروه گروه این عاشقان بی درد از جمع عشاق جدا میشوند . عده ای به بهانه علم . عده ای زندگی . عده ای سرشکستگی و شکست و عده ای در سرگردانی و در پی صراطی به هر سرابی دلبسته ......... و اینجاست که باید گفت :
السلام علیک یا غریب الغربا یا حجه بن الحسن العسکری .
---------------------
نمی دونم تا کی باید نالید از کم استقامتی همراهان و سستی یاوران و تا کی باید افسوس خورد که در مقابل کمترین زحمت برای ماموم منتظر بودن حتی توان مقابله با شهوت هم نیست و ضعیف ترین خطوات دنیا مثه آب خوردن همراهان سست را می برد . کم میاورند . می برند . غمگین میشوند . عاشق میشوند ! درس خون میشوند و ........... خلاصه می روند و باز هم علی ست و ........... گریه !!!!
--------------
و این جا زبان دلم باز میشود و چشم دلم پرواز می کند . خود را بین زمین و أسمان می بینم ......... تاریخی به عظمت انسانیت در مقابلم نمودار میشود ........ واینجا دلم فریاد می زند :
کجایند حواریون عیسی ؟ کجایند یاران ابراهیم و موسی ؟ کجاست صدای مقاومت بلال : احد    احد     احد  ........ کجاست عمار وبن التیهان ؟ کجاست شهید اول و ثانی و ثالث ؟ علمای در خون تپیده . و نا گاه دلم میگیرد که اینبار فریادش خیلی آشناست ؟
کجایی سرو رشیدم . جلیل محدثی ؟ کجایی سردار شب زنده دارم . محمود کاوه ؟ برونسی ؟ باکری ؟ همت ؟ اعتمادی ؟
بیائید . سرداران . جوانان . نوجوانان . هنوز سرخی خونتان خاشیه اروند را گلکاری کرده ...... وامروز همه می روند .... یکی یکی .... آنهم چه مفت و ارزان !!!!؟
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
----------------
و من می مانم و این سخنی که بر لبم تا لحظه وداع با دنیا بی جواب خواهد ماند :
کجایند مردان بی ادعا !!!!!؟
همین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
۱۳۸۴/۶/٢۸ساعت ۴:٢۸ ‎ق.ظ
**_______________________**

بازم میرم !!!!؟

سلام .

خب دوباره توفیق شد و تا ساعاتی دیگه مشهدیم ایشالله .

از کاروان گفتن به عهده سایت میذارم تا گزارشا رو بخونین . دعا گو بودنم رو هم شک نکنید . و اما بعد ....... :

۱ - حلول ماه شعبان رو هم گرامی میداریم و هم جدی میگیریم چرا که شاید آخرین فرصت و آخرین شعبان ما باشد .

 البته جهان به دو قسمت جدی و شوخی یا بهتر بگویم اصل و فرع تشکیل شده که باید این دو را شناخت . مثلا وقتی می بینینم مردم با چه نگاه جدی و مهمی به برخی مسائل اهمیت میدن که اتفاقا اصلا مهم نیست و با چه نگاه بی تفاوتی به مسائل حقیقی ومهم نگاه می کنن که اتفاقا تنها مهم است اون وقته که کمی تکون می خوریم . مثلا همین حلول ماه شعبان که پلی ست برای رمضان .

مهمه یا  نه !؟ تغییر در روند ما میاد ؟ یا نه اصلا انگار نه انگار ! توضیح زیادی ندم . بقیه شو همه فهمیدین .

۲ - اینکه کسی چقدر مقرب خداست با اینکه چقدر علم دین داره یا رفتار دینی داره مشخص نمیشه . بلکه درجه تقرب به درجه تقید بستگی داره .

یعنی موضوع این نیست چقدر از دین میدونیم بلکه موضوع اینه که چقدر به اونی که از دین میدونیم مقیدیم و عمل می کنیم .

مرجع تقلید اخلاقی - توجه کنید اخلاقی - هر شخصی خودشه و خود آدمه که میتونه تشخیص بده کدوم کار براش مضره یا نه و اینجاست که این مرجعیت شخصی برای خودش دو لذت رو مقرر می کنه :

لذت اول عمل به اونچه که خود هم تشخیص میده براش مفیده و خب آدم وقتی بفهمه یه کاری براش خوبه لذت می بره .

لذت دوم لذت اینکه برخی اوقات اونقدر با خداش نرد عشق می برازه که عمل به کارای اول بهش لذتی نمی ده . خدایا اونا رو حال نمی کنم انجام بدم . نمیشه تو یه چیزی بگی که من ندونم چرا و بعد با همه وجود از ته دل و با همه اعتماد و حسن ظن به تو بگم :

 چشششششششششم قلب

آی حالی داره . اینجا لذت بندگی و بردگی  خودشو نشون میده . من معلم و استاد نمی خوام . من مدیر نمی خوام . من رئیس نمی خوام . من معبود میخوام .

داد بزنم جواب نده ..... التماس کنم ناز کنه ....... درد بده بلا بده ........ و آخرش ......... آره هر وصالی با فراغ بیشتر ارزش مند تره !!!!؟ من خدا می خوام !؟

واقعا چه حالی داره ..... دل زعالمین بریدن .......

واقعا چه حالی داره ...... فقط از حسین شنیدن !!

رفتیم دعا گویی . دعا کنین همه سالم و غانم برگردن . یا علی !

همین !!

 

۱۳۸۴/۶/۱٧ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٩ | ٤:۱٥ ‎ب.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()