بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد


یه کمی آپدیت !؟


 

سلام .

گفتم که جمعه بروز می کنم !!؟ از خود راضیشیطانچشمک

۱ - همایش آخرین مهاجر رو که بودین . نبودین ؟ مهم نیست . مهم اینه که برگزار شد و حرفایی زده شد که شاید بعد ها - ۱۰۰ سال دیگه - یه عده بدونن عده ای مریض تو دنیا چه جوری زندگی کردن . - شیزو فرنیا رو میگما !!؟ چشمک -

۲ - روز ها میگذرند و بر عمر بی فایده من اضافه میشن و من هنوزم نمی دونم برنده ام یا بازنده . شایدم بازمانده . تو حرم امام رضا قلب یادتون بودم و البته داشتم فکر می کردم که چرا برخی برای زیارت امام میان مشهد !!!؟ مگه نگفتن قبورنا فی قلوب من والا ...........

داشتم فکر می کردم که دنیای ما چقدر برای خدا و اونا مهمه و آیا معنای دوست داشتن خدا رسیدن به دنیای ماست !؟ و اینکه ما کی باید بفهمیم که اصل حیات انسان ها اینجا نیست و کی می خواهیم از دیدن دنیا پرستی از خنده روده بر شویم !!!؟ خنده

۳ - صدای خنده میاد . هر کی هستی و هر چی هستی . اگه میخوای یه قدم بری بالا فقط یادت باشه برد با کسانی است که خنده خدا و عرش را بر خنده مردم و فرش ترجیح میدن . متفکر اگه بخوای مردمو راضی کنی - بر خلاف رای خدا - نه اونا راضی میشن و نه خدا . نگران اما اگه خدا رو راضی کنی ....... رضی الله عنهم و رضوا عنه ..... هم مردم و هم خودت هم راضی میشی ..... امتحانش که ضرری نداره . نه !!!؟ سوال

---------------------------

۱-  کار قشنگی تبلیغی گروه یاس رو ارج میذاریم . خدا قبول کنه :

http://www.rahpouyan.com/yas/rahpouyan.swf

۲ - ایام فاطمیه هم گذشت و اما انکه هیچوقت نمی گذرد و ........ !!؟

۳ - دارم میرم مشهد با برو بچ مقطع راهنمائی کانون . طبق معمول دعا گو هستم و ساعت ۵ بعد از ظهر چهار شنبه نائب الزیاره همه بچه های نت هستم اگه زنده بودم . شما هم با من تو اون ساعت هم نوا بشین . یه امین الله با دو رکعت نماز مهمون امام رضائیم ایشالله !؟

۴ - یه کمی حرف دارم که باشه جمعه که برگشتم . فعلا حسش نیست . این اپدیتو جدی نگیرین .

یا علی !!

 

۱۳۸۴/۴/٢۱ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ

 

**__________________________**

 


حالم بهم خورد !؟

 

 http://www.rahpouyan.com/vizhe/entekhabat

 

سلام .

شرمنده . یه کمی ریختم بهم . لذا بعد مقدمه شیرین یه کمی تحملم کنین !!!؟

انتخاب احمدی نژاد رو تبریک می گم و چون همه حرفا رو تو جلسات زدم اگه خواستین برین تو سایتمون ببینین .

-----------------------------

وقتی دیدم که ....... با چه غروری جلوی دوربین از ملیت و ایران و افتخار صحبت می کرد و مدال زرینشو برخ همه می کشید ...... و فکر می کرد مهم ترین آدم ایرانه ....... و سیل جوایز و افتخارات رو رو دوشش دیدم  ...............

........... خیلی آرام و مطمئن رو نارنجک خوابید ..... بدون اسم و رسم و شهرت و بدون پاداش ........ کربلای پنجه دیگه ..... حمزه سید آبادی رو میگم . واااای چه خنگ شدی  ..........

و من حالم بهم خورد از هر چی قهرمانه !!!!!!!!؟

---------------------------

حتی مدل مبل آقا باید ........... !!!!؟ راستی آقا زاده کجان !؟؟ مشغول خدمت به مردم شریف !!!!!!!!!

......... یکی اومده که داره .... یعنی میخواد دمار از روزگار ........ !!!! بی خیال بابا . خدا کنه به وعده هاش عمل کنه . احمدی نژاد رو میگم . خنگ شدیا !!!؟

....... و حالا دیگه شاید این جدیده یه کمی ما رو به حال و هوای اون روزا ببره . روزایی که خدمت یعنی همه چی رو دادن و هیچی نگرفتن .

.... و من بازم از خدمتگذارای قبلی حالم بهم خورد !!!!؟

-----------------------

........ خب برادران و خواهران محترم . توفیق داریم امشب در خدمت خطیب توانا و دانشمند محترم حضرت حجت الاسلام و المسلمین انجوی ...... و مجری ادامه میدهد ... و من .......

.......... مهران ! حاج آقا امینی عمامه مشکی را می بندد و به سمت مامومین می ایستد :

ما نیامده ایم تا بمانیم و مثل خیلیا بگندیم . ما ........... و ساعتی بعد ........ صدای انفجار مین ضد نفرات ........ بچه ها امینی تکه تکه شد ...... و عمامه ای باز شده و خونین در هوا رقص کنان به زمین می آید !!!؟

...... و من حالم از هر چی خطیب تواناست بهم خورد !!!؟

همین !!!!!؟

 

۱۳۸۴/۴/٧ساعت ۶:۳٢ ‎ق.ظ

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/٩ توسط سید محمد انجوی نژاد