بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد


انتخاب و انحصار !؟


عید غدیر بر همه یاران عملی علوی  مبارک باشد .

یا علی

روز شد : 
منم سکته مغزی می خوام !!!!!!!؟

http://seyyedanjavi.parsiblog.com/

همین !!!!!!!!؟

 

**___________________________**

 

سلام . دو مطلب دارم برا این پست . یکی خصوصی و یکی عمومی .

اول در باره انتخابات شوراها در شیراز که رجوع میدم به لینک صوتی نوشتاری زیر . :

http://yaranevesal.ir/newsdetail.asp?id=83 

دوم درباره انتخابات در کشور :

اینکه شرکت شور انگیز و قهرمانانه ملت بار دیگر تاییدی بر نظام و رهبری بود و کور کننده دشمنان و ازین سیاق مطالب بدیهی است و البته بسیار جای شکر دارد و قدر شناسی . اما هدف ازین مطلب رسیدن به نقطه دیگری از منظری دیگر است .

من بعنوان یک رای دهنده و حامی دولت شریف فعلی به این انتخابات با دیده ای واقع بین نگاه می کنم و این نگاه رئال نوعی نگرانی را بدنبال دارد .

نوع رای دادن مردم در خبرگان و شوراها مخصوصا در رای به طیف های شناخته شده در تهران خوف و ترس مردم را از یکدست شدن حاکمیت نمایش میدهد .

چرا !؟

آیا یکدستی الزاما بمعنای تجمع قدرت و فسادست !؟

آیا برای داشتن یک حکومت مناسب از نظر مادی و معنوی باید چند طیف حاکم باشند تا از هم مراقبت کنند !!!؟

آیا دستور العمل های مدیریتی اسلامی و حتی غربی دو اصل مهم

 وحدت جهت و وحدت دستور

را باشتباه در اصول اساسی مدیریت قرار داده اند !؟

نه . اتفاقا اگر هر چه تفرقه آرا و سلایق بین مدیران کمتر باشد سرعت پیشرفت کار بیشتر است و وقتی که پای اختلاف سلایق گذاشته

می شود صرف بداعت و خلاقیت های مدیران خواهد شد .

پس چرا مردم این اصل بسیار ساده و عقلانی را نادیده گرفته و اینگونه پراکندگی را می پسندند .

جواب این چرا را باید در تجربه تاریخی مردم یافت که گویا بین بد و بدتر ... بد را انتخاب کرده و بقول طلبه ها دفع افسد بفاسد می کنند .

نگاهی به تاریخی که تازه گذرانده ایم :

بعد از طی چهار دوره یکدستی در قوه مجریه که بعضا با همراهی قوای دیگر هم همراه بود مردم با واقعه ای روبرو شدند که بدون هیچگونه صرف پول و استفاده از ژورنال ها خیلی غیر قابل باور به آن رای دادند .

ظهور مردی با اخلاص و صمیمی با لهجه ای بسان لهجه مردم و با صداقتی در گفتار و حتی در رفتار . دکتر احمدی نژاد .

آنقدر واقعه و خاطره مستند از ایشان موجودست که ما را به تواتر برساند در تجلی صفات ذکر شده بالا در ایشان . گرچه دشمنان نمی بینند و نمی خواهند ببینند و از میان هر هزار خوبی به یک خطا - که طبیعیست - استناد می کنند در جهت بستن صفات ضعف باشان .

اما این رای مردم ضعف های حقیقی را از جانب دلسوزان دولت اعلام کرد .

ببینید : همه میدانیم این اخرین فرصت اثبات توفیق اصول گرایی به جهانست و بعد از این دیگر کسی به اعتقادات دینی اعتماد نخواهد کرد .

۱ - در نامه ای که به ایشان در حین برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نوشتم دغدغه خود را از نداشتن کادر برای به عمل رساندن شعارهایشان اعلام کردم که ایشان در برنامه تلویزیونی اعلام کردند برای هر پست مملکت ۵۰ نفر کادر آماده دارند و خیال پریشان ما را راحت کردند . اما در عمل آنچه دیدیم سپردن کار ها بود به یک جناح خاص حداقل در استان های غیر تهران که دغدغه بر طرف شده مرا دوباره زنده کرد .

۲ - شعار دولت مهر و کابینه ۷۰ میلیونی که در عمل تبدیل شد به دایره تنگ تری که خود را عدالت طلب و اصول گرا معرفی کرد و آنقدر دایره را تنگ نمود که حتی دیگر ما را هم تحت اصول خود نمی پذیرد !!!؟

۳ - اختلافی که در دولت قبل بین گروه های دوم خردادی رخ داد بعد از چند سال بود در حالیکه اختلافات شدید در بین هوادران و طرفداران و خدمت گذاران و رایحه ای ها و عناوین خلق الساعه دیگر در این دولت به سال هم نکشید و اینی شد که می بینیم و این ما حصل اعتماد ایشان به طیف جوان و حتی نوجوانی بود که خودشان تربیت نکرده اند بلکه بدلایلی - اتفاقا اصول گرایانه - به صحنه آمده و اما جنبه و ظرفیت این میزان مطرح شدن را نداشتند .

بنده خودم طرفدار سر سخت سپردن کار به جوانان هستم اما کدام جوانان !!؟

۴ - بلایی که حامیان دولت بر سر دولت قبل آوردن خوردن نان از قبل شخص رئیس جمهور بود و این اتفاقی است که الان هم در حال وقوع است و البته این بار دیگر مردم مار گزیده به حامیان فلانی و یاران فلانی رای ندادند تا از اول خط مرزی قطوری را بین شخص رئیس جمهور و حامیان چند دسته شده ایشان بکشند و ........ بگذریم .

۵ - دولت مهر باید از از جمع معاندین کاسته به جمع بی تفاوت ها اضافه کرده و از بی تفاوت ها ؛ حامیان را افزایش داده و از حامیان ؛ اصول گرایان معتقد را بسازد . نه اینکه خودی ها را به برون از دایره هدایت کند .

دولت مشارکت باید اول تعریفی از مشارکت ارائه دهد تا در کوره راه انحصار نیفتیم .

معنای مشارکت آنی است که همه بتوانند در خدمت سهیم شوند انهم با عشق و علاقه و البته با رعایت چارچوب نظام در راستای فرمایشات رهبری .

مشارکت این نیست که همه بیایند به ما رای دهند !!!!!؟ و آنوقت اگر جریانی وارد گود خدمت شد در معرض انواع و اقسام تهمت ها و فحش واقع شده و از خدمت پشیمان شده و عطای حضور در عرصه را به لقایش ببخشد و در کنجی بی تفاوت بامور مملکت بنشیند .

مشارکت یعنی چه ؟ یعنی اگر نیامدی بگویند بی دینی و بی تفاوت و حجتیه و .... و اگر آمدی بگویند باعث و بانی تفرقه ای !!!!!؟

در تعریف این باصطلاح اصول گرایان مشارکت یعنی ما بیاییم فقط و فقط برای رای دادن به آقایان !!!؟

۶ - در باب مسائل اقتصادی تخصصی ندارم و البته می دانم که آنقدر اوضاع اقتصادی فاسد است که اگر دولت فقط بتواند دزدی و رانت خواری را بر طرف کرده دست آقا زادگان را کوتاه نماید همین ما را بس است و ارزانی و کنترل تورم با این زالوهای اقتصادی رویایی بیش نیست . لذا من تا اینجا را کاملا راضیم .

در آخر می توانید باز هم فحش دهید و یا می توانید فکر کنید . ما مرده یا زنده اگر این روال ادامه داشته باشد در دوره بعد

نه منم و نه تو برادر اصول گرای انحصار طلبم !!!!؟

همین !

 

۱۳۸۵/٩/٢٧ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ

 

**_________________________**

 


خلوت !؟

سلام .

 

با شرمندگی یه تیکه به این پست اضافه می کنم بابت این روزاست :

 

یاران وصال

 

مصاحبه پیرامون یاران وصال :

http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=250&aid=2054

سایت یاران :

http://www.yaranevesal.ir/

 

**_______________________**

 

سلام .

اول از هر چیز تسلیت عرض می کنم رحلت مرجع عالیقدر حضرت آیت الله تبریزی را . این یک مصرع شرح حال بزرگانی امثال ایشونه :

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم

باشد  که  نباشیم  و  بدانند  که  بودیم    

دوم روز میلاد حضرت معصومه (س) و روز دختر را تبریک عرض می نمایم . کار جدید سایت را خواهران جدید الورود به گروه یاس انجام دادند که برای کار اولشون عالیه . ببینید :

http://www.rahpouyan.com/vizhe/VijehMasomeh/index.htm

 

**________________________**

 

سلام . یه طرح بسیار مفید و ماندنی از واحد انتشارات خواهران کانون داریم که اگه یاری کنین براتون باقیات صالحات داره . ببینید :

http://entesharat.parsiblog.com/

و اما بعد .......

مدتیه می ترسم بنویسم چون روح خوبی تزریق نمی کنه . آدم وقتی مریضه نباید روابط داشته باشه تا ویروس منتقل نشه ... العاقل یکفیه الاشاره !!!!؟

بحث خلوت یه بحث مهم و جدی در اخلاقه . خلوتی که به یمن زمونه جدید و دنیای تکنولوژی بسیار در دسترس شده و مثالش همین اینترنته و دنیاهای مجازی که قابیت گمنامی را به همگان میدهد .

 نمی دونم چقدر برای خلوت داشتن و قدر دونی خلوت هاتون برنامه دارین . هیچوقت این سخن تکراری و کلیشه ای از یادم نمی ره که فرمودند :

تا خلوت نداشته باشی جلوت نخواهی داشت .

آنچه مس وجودتو به طلا مبدل می کنه و آنچه آهن دلتو به فولاد همین خلوته !

اغلب مردم مخصوصا ما ظاهر الصلاح ها در عموم بسیار با نزاکت در مادیات و معنویاتن اما همچو منی ......... چون بخلوت می روند ..... !؟

اونجایی که وقت امتحان برابر خداست خلوته . که در شلوغی ما امتحانامونو بمردم پس میدیم و اینجا موفق شدن کار ساده ایست .

اونجایی که فقط خودتی و خدا و طبق روایات شیطون هم هست باید ببینیم چن مرده حلاجی ؟!؟

اول اینکه خلوتی عارفانه داشته باشی و آرزوی خلوت در جایی که کسی صدای هق هق غریبانه ات را نشنود و چه لذتی داره اونجا با محبوب  درد دل کردن و نجوا و آه و اشک و حتی فریاد !؟

دوم اینکه مراقبت کنی از خلوت هایی که بی برنامه برات میاد .

آیا می توانم جلوی چشم ؛ گوش و دل را بگیرم و به خدای نگران اثبات کنم می تواند به عبدش افتخار کند ؟

آیا انگشتانی که بر کیبورد می لغزد چشم او را که با نگرانی مطالبم را دنبال می کند می بیند ؟

آیا چشمانم می تواند اشک بر چشمان یارم ننشاند ؟

آیا دلم را که مال اوست بر او رهن داده ام ؟

چه کسی می تونه بر اعمال من و تو قضاوت کنه غیر از خودمون ؟

.......... و چه جالب است فرافکنی نفسامون که بجای نگاه کردن بخلوت خودم دائم من و تو را به نگاه به دیگران و حدس زدن خلوت آنها می اندازد تا من و شیطون در خلوت به آرامشی امن برسیم حتی بدون ملامت وجدان !!!!؟

تا حالا نشده این شعر رو خطاب به کسی غیر از خودم گفته باشه . هیچوقت بوالله .... واعظان کین جلوه بر محراب و ..... بلدین دیگه بقیه شو . این فقط خطاب به نفسه .

ببین عزیز من . یه روزی میاد که هیچکی غیر خودت و نفست نیست . پس یا علی .

 بگو یا جبار الجبابره و حرکتی دیگر .

خدا یا من خلوتم را نمی توانم کنترل کنم مگر تو بیایی .

اللهم انی استغفرک من کل انس بغیر قربک .

همین !؟

 

۱۳۸۵/٩/۱ساعت ۴:٠۱ ‎ب.ظ

 


بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم 

باشد  که  نباشیم  و  بدانند  که  بودی

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/٩ توسط سید محمد انجوی نژاد