بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد
چند پست ؟

سلام .
سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی در عمل و نه شعار :
من برا یه هفته رفتم مشهد دعا گویی . یا علی
**___________________________**
مسجد سلیمان - ۱۰ / ۲ / ۸۶
عجیبه . اینجا اصلا هوا گرم نیست . اونم تو این فصل !!!؟ یه کمی تو بلوار وسط شهر ترافیکه .
لاین وسط حرکت می کنم . پژو ۲۰۶ سورمه ای کنارمه . صدای دیش دیش و صدای خشن یه زن بگوشم می رسه .
ناگهان پژو ترمز می زنه . نگام لغزید داخل پژو ....... ۲ تا جوون حدودا ۲۸ ساله . با قیافه های که این روزا خیلی آشناست .
به جلو خیزه شدن . از نگاهشون خشم و نفرت و تحقیر می باره . ظاهرا یه چیزی در حرکت ماشینشون چند ثانیه !!!!!!!!!!!!!!!! خلل ایجاد کرده . بسرعت نگامو برگردوندم . یه خانم میانسال با چادری رنگ و رو رفته پشت ویلچری رو در دست داره و غرق در عرق گرما ....... چهره مرد پر از درده . نوع لباسش نشون میده سالهاست درد تنهایی رو بجرم جانبازی چشیده . اون برا ما بیشتر از جون داده ..........
رفتم تو حال و هوای اون زمونه سبز . اینجا مسجد سلیمان است . شهر جنگ و خون و خاطره
........ صدای وحشتناکی منو بخودم میاره ..... همون دو تاهستن . نعره می زنه :
 افلییییییج . جوووون بکن !!!!!!!!
و مرد فقط نگاه کرد و خندید و رفت ...........
آری اینجا خوزستان است !!!!!!!!!
و من .............
**_______________________**
 کرمان – 3 / 2 / 86 – ساعت 6 صبح :
وووووووی چه قور قوری می کنه این شکم . ضعف دارم . یادم اومد که خیلی وقته چیزی نخوردم . تازه رسیدم کرمان .
کنار ترمینال یه قهوه خونه بازه .
سلام . خسته نباشین . یه نیمرو بی زحمت .........
کت کهنه و شلوار مندرس پیرمرد با چهره سوخته و دستای پینه بسته اش نشون دهنده این بود که آدمی در پایان دورانی قرار دارد که زیاد بهش نچسبیده !!!!؟
منو ندید . آروم نزدیک گوش قهوه چی گت : ببخشین میشه اندازه 100 تومن نون و پنیر بدین ؟!!!!!
یه تیکه نون و پنیر و یه لیوان آب !!!؟ .... نگاهش به من افتاد . یه نگاه به نیمروی مقابل من کرد و با شرم نگاهشو دزدید ... لبخندی به من زد و با دستش اشاره به غذاش کرد یعنی بفرماااا !!!!؟
تو آینه مقابلم نگاه کردم . قیافه آدمی رو دیدم که لقمه دوم یه نیمرو داره زهر مارش میشه !!!!!؟
آقا چقدر شد ؟ .... شما که نخوردین ؟ بد بود ؟ .... نه خیلی ممنون . کار دارم . پولو دادم و دویدم
بیروووون ............ !!!؟
همین !!!!

۱۳۸۶/٢/۱۱ساعت ۶:۳۸ ‎ق.ظ



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۸ | ٢:٠۳ ‎ب.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()