بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد

نگرانی


 بازتاب خبری همایش سایه ی شوم )بهائیت در سمنان )

سایت خبری قاصدک   http://www.ghasedaknews.ir/ShowNews.aspx?CatId=2&id=716

خبرگزاری جمهوری اسلامی http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=238717

خبرگزاری ابنا http://www.abna.ir/data.asp?id=126989&lang=1

خبر گزاری رسا  http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=41609

جزئیات جلسه محاکمه علنی عاملان انفجار حسینیه سیدالشهداء

http://www.rahpouyan.com/Shohada/n57.asp  

 

**__________________________**

 

میلاد امام رئوف مبارک .

مشهد دعا گو بودیم و خدا شاهده

نگرانی قسمت دوم

واقعا همیشه فکر می کردم تنها راه خروج از نگرانی دیدن نماینده خدا بصورت شخصی یا عمومیست تا هر چه کم و کسر داریم به ما گوشزد کند . پایان نگرانی دو راه بیشتر نیست . یکی شهادت و دیگری تشرف . با همه روسیاهی امیدم اینه یکی ازین دو رو خدا قسمتم کنه . مکاشفه ای که شنبه گفتم شاید بهترین خبر عمرم بود که این نگرانی رو کمی التیام می بخشید . اما باز هم نگرانم .

مدتیه بخاطر اینکه نیمه اول سال بخاطر بمب گذاری برنامه های شهرستانم کنسل شد دارم جبرانی !!!!؟ می رم . برا همین بعد از خجالت عزیزانی که تو کامنتا ازم خواستم برم وبلاگشون در میام . ایشالله همین هفته و پست جدید هم می زنم . البته وبلاگا رو می رم اما وقت کامنت نمیشه مخصوصا تو شهرای دیگه که میام نت سرعت خیلی پائینه . مثه همیشه خاک پاتون شرمندتون هم هست . خواهشا دعام کنین

یا علی

 

**_______________________**

 

 

آنچه کادر باید بدانند :

http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=232&aid=3606

برنامه شهرستان های حقیر تا دهم آذر ماه :

http://www.rahpouyan.com/news/news_item.asp?NewsID=394

سایت های زنجیره ای کانون :

http://www.rahpouyan.com/Ridp.asp

 

**___________________________**

 

 

 

 

 نگرانی

یکی از خصویاتی که ادما رو از حیوونا جدا میکنه نگرانیه . مخصوصا اون نوعی که از نفس لوامه یا نفس الهیه نشات می گیره .

چه قشنگه وقتی بنده با چهره ای ملتهب صورتشو به آسمون می کنه و در نهایت ضعف فریاد می زنه خدایا نگرانم .

نه که فکر کنی از رحمتت و از مصلحتت غافلم . نه نگرانم چون آدمم .

نگرانم چون آینده رو نمی بینم .

نگرانم چون فریاد رسم رو نمی بینم . صداشو نمی شنوم .

نگرانم تا بدونی منتظرم . منتظر دیدنت و منتظر احساس کردنت .

نگرانم چونکه مرگ و زندگیم دست خودم نیست .

نگرانم چون نفهمیدم از کجا اومدم و برا چی اومدم .

نگرانم ....همه حیرتم که دهقان .... به چه کار کشت ما را

نگرانم بابت این که معصیتام واقعا بخشیده شده ؟ عباداتم پذیرفته شده ؟ تو پرونده ام چه خبره و ..... هزاران سوال دیگه

راه حل  این نگرانی هام چیه ؟ خب این پستو ادامه میدم . شما فعلا نظراتتونو بدین . این بنده حیرونو نگرانو نجات میدین ؟ بله

 

 

۱۳۸٧/٧/٢۶ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۸ | ۱:٠٦ ‎ب.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()