بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد


میلاد بانوی مهربان


 

 

 

سلام مجدد 19/4/87

سلام .

آنچه درباره اعتکاف هایم از 82 تا 86 در وبلاگم نوشته ام را درین وبلاگ ببینید .

http://zaghart110.persianblog.ir/

التماس دعا دارم شدید .............

 قدر هم را بدانیم که خیلی زود فقط یه خاطره ایم .

ویژه نامه بسیار زیبای بانوی نور و آئینه . کاری از خواهران سایت :

www.rahpouyan.com/yas/vijeh/zahra/home.htm

مادر . کلمه ای که نمی توان آن را در مقاله گنجاند . عشقی واقعی و صمیمی و حقیقی ترین عشق مجازی موجود .

روز مادر بر مادران عالم و بر مادر عالم حضرت خانم صدیقه کبری مبارک باد .

میم مادر :

محبت . محبتی بی خودخواهی و بی منت و بی امید به پاداش و بی توقع . محبتی نزدیک به خدا !!!! خدایی که راضی شده است به این معامله : بنده من چه معامله جالبی بین من و تو برقرارست :

 

از تو زشتی و ناسپاسی به سمت من می آید و از من خیر و .... بسوی تو نازلست !!!!

 

ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیر ها

زان سوی او چندین وفا وز سوی تو چندان جفا !!؟

الف مادر :

ادراک . هر چه کنی مادرت حامی توست و برای همه زشتیها و کثیفی های وجودت توجیه گرست و سعی می کند درکت کند و برای سفید کردن سیاهی هایت هزاران دلیل بیاورد و این نیست مگر وجود خدایی مادر که فرمود :

بنده من . اگر حتی در گناه اسراف کردی !!!!؟

 - یعنی چی ؟ نمییییییییی دونم !!!؟ -

 باز هم من هستم . منی که در لحظه ای چنان می شویمت که عشق شستشو تا آخر عمرت بر مذاقت بماند :

قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم . لا تقنطوا من رحمه الله . ان الله یغقر الذنوب جمیعا .....

دال مادر :

دواء . وقتی از همه جا و همه کس رانده شدی و خسته و کوفته با دلی خون و با قدمهایی سنگین درب خانه را می گشایی این مادرست که زانو در بغل در انتظارت نشسته و آرام

– در حالیکه می رود تا چشمهای خسته اش را با خواب التیام بخشد –

 

می گوید :  غذا روی گازست ....... و باز هم خدایی :

بنده من . وقتی همه درب ها را بر رویت بسته دیدی بدان آخر شب کسی چشم انتظارت بر راهت نشسته که او را بخوانی :

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء .......

و اشک چشمانت مادر را بخروش می آورد تا جایی که هر چه دیده فراموش می شود و آغوشش برایت باز .... و همچنین خدا :

ارحم من راس ماله الرجاء و  سلاحه البکاء .

راء مادر :

راستی . درین زمونه پر از فریب و حقیقت نمایی ها و حق بجانبی ها این مادرست که حقیقت دارد و من و تو را با صداقت و راستی باور دارد و اینهم خدائیست که :

بنده من . اگر تو مرا خدای واحد نپنداری و هزاران قدرت را در کنار من می پرستی اما من وقتی صدایم می زنی فقط گویی یک بنده دارم . من تو را باور دارم . تو نیز مرا باور کن .

ادعونی استجب لکم . استجب معنای التماس !!!!!!!!؟ میدهد .......

  همین !!

۱۳۸٧/۴/۴ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ


 

 


 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٧ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()