بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد

دهمین سالگرد اغاز بکار وبلاگم : 26 / 2 / 82 :

چقدر زوووووووود گذشت . این اولین پستمه :


« شرم » 
در لحظه هایی که در مقابل بدی ها ، زشتی ها ، ناسپاسی ها ، خودبینی ها ، غرورها ، تعصب ها ، جهالت ها ، گناهان ،‌ ناشکریها و بدمستیها ، خوبی ، وفا ، پرده پوشی ، محبت ،‌منت ، نعمت و بزرگواری دیده می شود ، حقیقتاً شرم چه واژة حقیر و زبونی در بیان حالت من است ! 
خداوندا ، دیگر حتی نمی توانم بگویم شرمسارم ! 
فقط مبهوتم و متحیر . 
خدایا ، نمی توانم بگویم ممنونم ! فقط مبهوتم ، مبهوت . 
حال چگونه عمل کنم به « لئن شکرتم لازیدنکم » که من نمی توانم شاکر باشم و تو ، لحظه به لحظه به آن می افزایی ؟ 
فقط می توانم بگویم ، نه نمی گویم ، بلکه عمل می کنم که : 
سرافکنده ام !! 
« همین »

 

اینو هم دوست دارم وقتی نبودم بذارید تو اخرین پستم :

 

 غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌ .... پیاده آمده‌ بودم‌، پیاده خواهم رفت‌

 

طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد ..و سفره‌ای که تهی ‌بود، بسته خواهدشد

و در حوالی شبهای عید، همسایه‌! ...... صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!

همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهد رفت‌ و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهد رفت‌

 منم تمام افق را به رنج گردیده‌ .... منم که هر که مرا دیده‌، در گذر دیده‌

اگر به لطف و اگر قهر، می ‌شناسندم‌ .... تمام مردم این شهر، می ‌شناسندم‌

طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد ..... و سفره‌ام که تهی بود، بسته خواهد شد

چگونه بازنگردم‌، که سنگرم آنجاست‌ ..... چگونه‌؟ آه‌، مزار برادرم آنجاست‌

شکسته ‌بالی ‌ام اینجا شکست طاقت نیست‌ ..... کرانه‌ای که در آن خوب می ‌پرم‌، آنجاست‌

شکسته می ‌گذرم امشب از کنار شما ...... و شرمسارم از الطاف بی ‌شمار شما

من از سکوت شب سردتان خبر دارم‌ ..... شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌

اگرچه متهم جرم مستند بودم‌ ..... اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌

دم سفر مپسندید ناامید مرا ....... ولو دروغ‌، عزیزان‌! بحل کنید مرا

تمام آنچه ندارم‌، نهاده خواهم ‌رفت‌ ...... پیاده آمده‌ بودم‌، پیاده خواهم ‌رفت‌

به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌ ..... به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌

خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان‌ ...... و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌

محمد کاظم کاظمی

 

** ___________________________**

صحبت های من در سال 84 :  !!؟؟!!؟؟!!؟؟

http://www.rahpouyan.ir/showthread.php?t=4792&p=339502&viewfull=1#post339502

 

** ________________________________**

 

9 قسمت از صحبت های من با بچه های کانون در تالار رهپویان در ادامه مطلب :

شماره 1 : 

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم : 
هیچ چیز درین دنیا ... هیییییییییچ چیز ارزش اینو نداره بخاطرش دو تا مومن از هم دلخور بشن یا یکی رو برنجونیم .
از مسایل بزرگ سیاسی اجتماعی جهانی بگیر تا مسایل کوچک کانونی تالاری

شماره 2 : 

شب یلدا 91 :

فراموش نکنیم : 
ماه محرم هم تمام شد . از سخنران و مداح و سینه زن و کادر اجرایی جلسه تا ...... همه بچه های همه واحدها ،
اونایی که داوطلبانه کار می کنن تا اونایی که حقوق بگیرن ،
اونایی که تو فضای حقیقی مشغولن تا بر و بچ سایتا و تالاریا و فضای مجازیا ،
یادمون باشه برا چی همدیگه رو شناختیم و کنار هم جمع شدیم .
یادمون باشه این توفیقیه که کارمند جایی هستیم که بنام اهل بیته .
یادمون باشه خیلیا تو مسیرای معنوی جمع می شن اما بعد مدتی فراموش می کنن هدف اصلیو . 
حتی زمان جنگ هم عده ای یادشون می رفت برا چی جمع شدن .
فک می کنم هر چند روز یه بار باید بخودمون تذکر بدیم : 
اینجا کجاست ؟ چرا اومدم ؟ چرا بمونم ؟ چه سودی داره ؟ دارم چکار می کنم ؟ صاحب اصلی کار رو می بینم ؟ رضایت اون چقدر برام مهمه ؟

خیلی خیلی زیاد دیدم کسانی رو که با عشق میان اما بعد مدتی فراموشی و حاشیه ها و نارضایتی 

بیاد امشب : 
یک قافله با خون جگر میگذرد ...... بر نی سر هیجده قمر می گذرد 
امشب شده یک دقیقه طولانی تر ....... یعنی به رقیه سخت تر می گذرد
ابراهیم سنایی

شماره 3 :

بالاترین توقع امام زمان و رهبری همدلی و اتحاده . 
اون هم بین ماهایی که نود درصد به بالا با هم مشترکات دارم . عجیبه که بریم سراغ اون ده درصد !!!
مایی که دنبال جذب چن درصد مشترکاتی های جامعه به سمت خودمون هستیم ، باید مراقب اتحاد خودمون بیشتر باشیم .
و مرز اختلاف و خروج از حیطه همدلی : ورود به محدوده خصوصی همراهان مونه . 
یه وقت مشاوره خواسته یا کمک خواسته . خب میشه . وگرنه بما هیچ ارتباطی نداره 
مخصوصا وقتی که می بینین طرف مقابلتون حرمت حیطه خصوصی شما رو داره و هیچگاه ورود پیدا نمی کنه 
همیشه وقتی به کسی نزدیک میشید روی ورودی دلتون به قلب اون آدم بزنید : ورود به حیطه خصوصی ممنوع . حتی من !!


شماره 5 :
لیاقت معنوی :

کانون نه مال من است نه مال تو نه مال هیچکس دیگه 
کانون جایگاه معنویست برای این زمان ما . ازون جایگاه هایی که خدا برای همه زمان ها خلق می کنه و مختص به این زمان ما هم نیست
دلیل اینکه یک تجمعی اینچنینی در زمانی و در جایی توسط خدا تاسیس میشه غیر از میزان مصلحت الهی ، وجود افرادیست که در طول زمان لیاقت داشتن چنین مکانی را بخدا اثبات کرده اند .
این افراد عبارتند از مدیران و اعضای مجموعه .
و البته هر گونه توفیقی یا شکستی بیشتر از فعالیت کردن یا نکردن این افراد ، به لیاقت معنویشون بستگی داره .
یعنی در مجموعه هایی که معنوی هستند حتی بی انگیزگی افراد بر میگردد به میزان لیاقت معنوی و تقوای ایشان .
طبیعی ست نمی شود گفت هر کس در جایی مثل کانون بوده و الان نیست بی لیاقته !!!!! بلکه باید گفت اگر کسی در هر مجموعه معنوی فعالست و بعد ترک کار و انگیزه میشود ، اگر در مجموعه ای غیر ازین به کاری مساوی یا بالاتر مشغول شد ، لیاقت معنوی رو بفزونی داشته است . 
و البته هیچوقت نباید گفت کسی که کاری برای خدا در مجموعه های معنوی نمی کند آدم بدی است !!!!!! 
لیاقت در بین خوب ها و خوبی ها فراز و نشیب دارد .
و امروز ما کانونی را داریم که بلا انقطاع برای ما فرصت های معنوی فراهم می کند و این آرزوی بسیاری از دوستان با لیاقت اما محروم جامعه ایرانی و حتی جهانی ماست .
پیوستگی و ارتقای معنوی برنامه های کانون بستگی به شکر ، قدر دانی و لیاقت الهی ما دارد . بعد از آن میزان تلاش و نو آوری
گرفته شدن چنین توفیقاتی ـ بماند که عده ای اعتتقاد بتوفیقات این چنینی ندارند !!! ـ از ما توسط خدا دو سوت کار دارد ...... خدا نکند !!!!!
ز آستان رضایم خدا جدا نکند .... من و جدایی ازین آستان خدا نکند

شماره 6 :
همه جا صحبت از خانه تکانی است و همه دو وجه دل و منزلرا مورد توجه قرار میدهند .
البته خانه منزل را تکاندن از باب نظافت ، خود نوعی ایمان عملیست و باز هم البته نیازی به عید نیست که کاری ست روزانه .
من باب تکاندن دل هم چند نکته مغفول را باید توجه داشت :
بیشتر ازینکه بفکر تکاندن دل بقیه از نقاط منفی نسبت بخودمان باشم - که معمولا روال این ایامست - باید بفکر پالایش قلب خود از عقده ها و کینه ها و حسدها و حتی دلخوریها باشیم . 
این قسمت عرف نوروز ما ایرانیان بشدت مورد توجه اسلام واقع شده و در روایات بهترین قسمت نوروزش شمرده اند .
کانون در اوان سال 92 در برهه ای سیاسی قرار خواهد گرفت و چه خوبست شعار همدلی که بعد از اتفاقات تلخ سال 88 سرلوحه کار ما بود را در این ایام و قبل از رسیدن به مصیبت اختلاف در دستور کار قرار دهیم .
بار دیگر در بیت همدلی زیر پرچم ولایت تجدید بیعت کنیم و یادمان باشد که روزهای امتحانی دیگر در راهست تا حزب الله بار دیگر محک نفس و تقوی بخورد .
شرط آن سعه صدر و کنترل بر نفس و دوری از حب دنیاست . 
سه مطلبی که حتی خود من حقیر در اوایل انتخابات مجلس قبلی فراموش کردم و البته درسی بود برایم که دیگر آن فجایع اخلاقی را تکرار نکنم .

ارادتمند همه و دعاگو - دهم اسفند ماه نود و یک

شماره 7 : 

مدت ها بود اختصاصی میخواستم اینا رو بگم . ترسیدمناراحتی ایجاد بشه نگفتم . 
اما می بینم نگفتنش داره بیشتر ناراحتی ایجاد می کنه . برای بچه های کانون . زیر گروه جامعه مجازی :
خیلی از اتاقا رو از بیکاری بمیرم نمی رم و اگرم رفتم یا زود میام بیرون یا پشیمون میشم .
عده ای بیشتر ازینکه رابطه خودشون با خدا و با خودشون براشون مهمه باشه - که این خصوصیت مومن واصله - و حتی رابطه خودشون با دیگران براشون مهم باشه - که خصوصیتمومن عادیه - بیشتر رابطه دیگران با دیگران براشون مهمه و اصولا تمام هوش و حراست و کیاست شون متوجه این مسایله . مومنان دو قبضه گرفتار شیطان خود ناآگاه هر چی بهشون بگی در گوششون ابدا تا صد سال نخواهد رفتن !!!!
در بحثای خانوادگی هم اسمشون مومنان خاله زنک فرا فکنه. در مسایل خدایی یعنی بررسی ارتباط دیگران با خدا مومنان اسیر نفس بازی خورده شیطان خود فریب 
از نسل با من بزرگ شده که گذشت اگه بنا بود تغییری کنند . ایشالا بعد از ماها بیایند و بخوانند و بدانند . 
حالا تو تالار همینه : 
عده ای راه می رند و با هر کی سو تفاهم دارند و ناراحتند ازش یا با هر کی دلخوری دارند در قالب نصیحت های نیش دار یا مبهم یا تیکه های مثلا ادبی و فلسفی و هزار رنگ و لعاب خودفریبانه می زنند تو تالار . برای همه سوتفاهم ایجاد میشه بماند که این با منه با کیه یا ....... برخورد با این مدل پست ها از طرف اون مومنان اصطلاحی گروه سوم - اونایی که رابطه دیگران با دیگران براشون مهمه ـ رو خدا واقعا بخیر کنه . برداشت های مسخره خنده داری که بیشتر دلسوزی و ترحم بهمراه داره و ...... خلاصه ماجرا :
صداقت / رو راستی / جرات / رک گویی / سکوت / صبر / خدا / همدلی و ................. اصل ماجراست
ایرادی بکسی داری یا برو بهش بگو - تو تالاره یا نیست - یا اگر جراتش نیست تو تالارم نزن مردمو پریشان نکن یا اگر هم ........ هیچی بابا کلا دنیا مهمه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهند خورد حسرتی دردناک کسانی که قدر این جمع های مذهبی را - با همه کم و کاستی های طبیعی اش با درصد بسیاااااااااااااار پایین نسبت به بقیه - ندانند . 
خواهند دید . نفرینش را بخود کنند . تلخی کلام 7 را بپای ضعف نقاهت بنگارید و البته مهر حقیقی بشمایی که بخاطرشان نفس می کشم .
محیط را صمیم و بدور از ابهام و جذاب و بدور از هررررررررررررررررررررررر دفعی بسازید .

شماره هشت :
یا امام رضا ع 

سلام 
کربلا طبق معمول همیشه و همه جا دعا کردم برا با هم بودنتون و با هم رفتنتون اونم مرضی امام ع .
شاید نوعی شرک خفیه اما بهر حال قبلا هم گفتم بشدت در لذت های معنوی دلتنگ اوناییم که نیستند .
حتی یه روز همه رفتن نجف و من بدلیلی نتونستم برم . اون روز تو کربلا گمشده داشتم و خیلی سخت گذشت .
دعا می کنم این محبتم به بچه های کانون بطور اخص دست منو روز قیامت بگیره و با شما پاکان محشور بشم .
بهر حال همه افراد قافله که محترم نیستند . محترمان قافله کانون در روزی که زیاد هم دور نیست حقیر را از میون نامحتران کانون فراموش نکنند .
شماره 9 : 
28 / 2 / 92

دین و اخلاق باید دایر مدار زندگی باشد نه اطلاعات ذهنی 
غیر از عبادات خاص مثل نماز و روزه و حج و جهاد و ...... که فصل جداگانه ای به تفصیل دارد قسمت دوم حرکت از دین دانی به دین داریست .
دین داران آنانند که در امتحانات و برهه های زندگی بتوانند خلق و خوی الهی خود را نشان دهند .

نکات رفتاری که در بحث دین داری می توانند بعنوان علم و نماد نشاندهنده رفتار دینی ما باشند در قرآن و کلام معصومین این گونه تحصیل می شوند :

1 - کنترل خشم و انجام ندادن حرکات یا سخنانی که از منشا قوه غضبیه ست و بعد ها موجب ندامت و پشیمانی ما میشود .

2 - حسن ظن و خوب دیدن مومنان در عین سو ظن داشتن به مشرکان و گام برداشتن در زندگی بگونه ای که در پایان هر سال بتوانیم کارنامه ای از اصلاح فی مابین ها در جهت وحدت امت اسلامی و زمینه سازی برای ظهور برداریم .
اشتقاق سازی وهابیت در پازل تفکر انگلوساکسونی و در جهت کمرنگ رنگ کردن سیستم اعتصامی اسلام ؛ جزو نکاتیست که باید در پایان هر سفر معنوی یا مثلا برنامه ها اردوها و دهه ها و هفتگی ها چکاپ شود .

3 - ایثار و از خود گذشتگی در جهت مصالح تشخیصی ولایی جهان اسلام و تمکین احکام رفتاری محبتی اسلام و دوری از اسلام صفر و صدی و توسل باسلام سمحه سهله 

4 - آهسته و پیوسته رفتن و همیشه در صحنه بودن و دین داری را به برهه ای خاص ندیدن بطوریکه هر کس عبادات یا پوشش یا رفتار شما را در هر برهه ای از زمان دید شما را در حال مجاهدت بی تقطیع ببیند و بسنده نکردن به برهه های خاص عبادی احتماعی و سیاسی

5 - هیچ جمعی بدون متخصص اسلامی ره به سرمنزل مقصود نخواهد برد و هیچ تصمیمی که پای آن امضای یک متخصص دینی نباشد قابل اعتماد نیست . پس واحد ها و شعباتی که در کانون هستند تکلیف خود را با اسلام منهای آخوند روشن کنند که این دام توصیه پرهیزی مکتب روح الله س است 

6 - در برهه های خاصی مثل این ایام در برخورد با هر توهین و جسارت و ..... مخالفین تعجیل نکنید تا زمان بگذرد و بدانید که سکوت مهمترین روش برخورد اسلامیست . 
البته زیبایی این صبر و سکوت شیرین در جاییست که بدانید طرف مقابل شما دشمن نیست و عناد ندارد و مدعی دلسوزی برای اسلام است و شاید نوع نگاه ما و میزان اطلاعات و نگرش ما باعث این کدورت نامانا شده و دیری نخواهد پایید که باز علم حسین ع بلند شود و آنجا ما باید روی در چشم هم نگریستن و گریستن را داشته باشیم

ملتمس دعا هستم . برای فرج . برای نظام . برای رهبر و برای مومنان
 . اگر کدورتی از جانب من بوده یا حلال بفرمایید یا برای جبران مودتی . منم همه چیو حلال کردم





 

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٦ | ٦:٢٠ ‎ق.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()