بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد

اعتکاف 88 - همدلی زیر سایه خدا

 
 

اعتکاف بزرگ 25000 نفری جوانان شیراز

etekaf88_logo.jpg

 01.gif

شامل قسمت های مختلفی از جمله :

اخبار ، گزارش ، گزارش تصویری ، سخنرانی ، صوت ، فیلم و نماهنگ 

 بزرگان در اعتکاف ، اعتکاف در رسانه ها ، درباره اعتکاف ، پخش مستقیم مراسم ها 

    16.gif  cloob5.jpg

وبسایت های اعتکاف های قبل :

اعتکاف 82               اعتکاف 83             اعتکاف 84 

اعتکاف 85          اعتکاف 86          اعتکاف 87

 نوشته هایم از  اعتکاف 82 تا 87 بزحمت یکی از دوستان :

 http://seyyedanjavi-etekaf.blogfa.com/

----------------------------

پست چهارم : 24 / ۴ / 88

اعتکاف دوم هم تمام شد

این دوسال اخیر که از اعتکافا کمتر می نویسم بدلیل کار کامل سایته که همه چیزو میاره و امسال بهتر از همیشه . ممنونشونم . از همه چیز بیشتر امسال زحمات کادر بارز بود که در جای خودش بهش می پردازم

اما امسال به نتیجه ای جدید رسیدم . میون آه و ناله ها و ضجه های بچه ها و در کنار خنده ها و شادیاشون من غرق در سکوتی عمیق به همه چیز فکر می کردم . اصلا این محیط نورانی جون میده برا فکر کردن .

محیط پاکی که بدون وسوسه شیطون و خارج از تیرگی ها و تاریکی ها درست می بینی . نباید وقتو هدر میدادم . به همه چیز و زندگیم و عاقبتم و ..... و دنیاو ایران و سیاست و خلاصه همه چیز فکر کردم و مثه همیشه خروجی هاشو در طول سال برای خودم و برخیشو برای بقیه بازنگری و اعلام می کنم

یکیش اینه که راز برخی موندنا رو فهمیدم . برخی ممکنه هیچ لذتی در موندن نبرن و همیشه حیرون چرایی موندنشون باشن .

 اما رازش اینه که باید بمونی و زندگی کنی و خوشحال بنمایی!!؟ تا دل عده ای شاد باشن و عده ای غصه رفتنتو نخورن و عده ای مشکلشونو با تو حل کنن و البته این مدل آدما باید بدونن که فلسفه موندنشون اینه و نامرادی ها و نامردی ها و بی مرامی های برخی مردم جزو روزیشونه . امید باینکه درک شوی و جزو خویشتن خواهی های !!!؟ مردم نباشی واهیست .

 دنیاست عزیزم . بساز . آآآآآباریکلا بابا

نکته بعد اینکه فهمیدم به جایی رسیدم که دیگه هیچ چیزو خارج از قدرت خدا نمی دونم و هیچوقت گمان بد دیدن از خدا را ندارم و داد می زنم

و فریاد می زنم :

هرررررررر چی خدا بخواد خووووووبه

و در آخر پست اعتکاف نگاهی بدوستان سفر کرده دارم و با این جمله مرحوم شریعتی آروم می گیرم

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها باین امید دم می زنم که هر نفس بتو نزدیک تر می شوم . این است زندگی من !!!!!؟ همین !!

 

**__________________**

 

پست سوم : ١٨ / ۴ / ٨٨

اعتکاف اول تموم شد . در وبسایت اعتکاف که بدون شک برترین وبسایت اعتکاف در نت است همه چیزو خیلی خوب اوردن . ببینید تا شاید جای خالی این حماسه رو در همه رسانه ها پر کند !!!!!!!؟ خلاصه روزگار خوبی بود که تا اعتکاف دوم در فردا شب باید هجرانشو تحمل کنم . آآآآاه

سه روزی که گذشت حماسه ای دیگر از همدلی بود . چیزی که خیلی نیاز داشتیم . هزاران نفر جوان در کنار هم خندیدند و گریه کردند و بار دیگر خاطرات زندگی در روزهای سبز رو برام زنده کردن . روزایی که نه نفاقی بود و نه ریایی و نه زری بود و نه تزویری . نه کینه ای بود و نه حسادتی و فقط خدا بود و خدا بود

یه روزی تو دل خدا بود .. جای من بین خوبا بود .. جبهه ها چه با صفا بود .. عقب افتادم میدونی .... تو خدای مهربونی

بازم دیدم که غذا و خواب و دنیا مهم نبود و فقط خدا مهم بود . دیدم و حسرت خوردم که چقدر این پاکیها این روزه غریب شده و مهجور و منزوی و چقدر ملت پاک ایران زمینه دارند و چقدر برخی غرق در قدر ناشناسی ها و بی توجه به ....بگذریم !!!؟ آره

دیدم که کسی دلش نمیومد مسجدو ترک کنه و دیدم که قدم ها چقدر کند بسمت خانه ها می رفت . دیدم که چشمهای اشکبار چه حسرت زده سلام نماز را داد و دیدم که ناله ها چقدر جانسوز سحرها را آذین می بست . دیدم که لباس سفید چقدر به قلب سفید میآمد

 و دیدم که لباس سیاه عزای زینب هم نتوانست نور درون بچه ها را کاهش دهد و ...... دیدم خودم را که سر در گریبان ارزو کردم همان ارزوی هر ساله اعتکافم را : خدایااااااا منو قربونی این بچه ها کن . دوسشون دارم عاشقشونم . اشک و خنده شونو می پرستم چرا که برخی اوقات فقط تواند !!!!؟ اینقدر گزارشای وبسایت کامله که بهتر دیدم کلی بنویسم . تا اعتکاف دوم البته اگر عمری بود و مجالی ! همییییییین

 

**_____________________**

 

 

پست دوم : 14 / 4 / 88

با توجه به شرایط تلخ هفته های گذشته فکر می کردم در استقبال از اعتکاف امسال تاثیری رو ببینم . اما دیدم دست خدا رو در آدمایی با همه جور تفکر سیاسی که عاشقانه و با ولع و تعصب سعی داشتن تو مهمونی خدا جا بشن . تو سایت اعتکاف گزارششو ببینین

و من مثه همیشه ناامید از تحولی شگرف و با دلی خسته تر از همیشه و چشمی کم سو تر از همیشه و ...... بی خیال ..... بازم خودمو داخل این خوبا جا می زنم و دست در دستشون فریاد می زنم : لا تقنطوا من رحمه الله

خداااااااااااااا نمی بینمت . حست نمی کنم . تیرگی دنیا همه چیمو گرفته . و اینبار می نالم : اللهم یا کافی الفرد الضعیف . ارحم عبدک الذلیل

 

**_______________________**

 

 

پست اول : ٩ / ۴ / ٨٨

ایام ماه رجب و بوی خلوتی با خدا که نهایت نیاز امروزه ماست .

اگر درون را نسازیم، آبادی های بیرونی شبیه افسانه است، بر این اساس «اصلاح خویش» را باید بزرگترین وظیفه تلقی کرد.

 می دانیم که «لذت مطلق» در این دنیا یافت نمی شود، چه خوب است مراقب باشیم که شیطان «منزل بین راه» را «مقصد و مقصود» برایمان جلوه ندهد.

بامید نگاهی دوباره و مثل همیشه از یاری مهربان که هیچ یاری را مثل او بی توقع و مهربان نیافتم

ان شالله بفضلش بتونیم قدمی ولو خیلی کوچک در جهت همدلی بین بچه ها بعد از التهابات اخیر برداریم . آرزوه دیگه افسوس ...... همین اول

 

۱۳۸۸/۴/9 ساعت ۶:۵٠ ‎ق.ظ


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩۳/۳/٧ توسط سید محمد انجوی نژاد