بازمانــــده تنهــــــا
 
آرشیو کل وبلاگ سابق سید محمد انجوی نژاد

4 / 10 / 91

دیشب برای مراسم سالگرد شهدای کربلای چهار دانشگاه امام صادق ع بودم


. وقتی رسیدم برو بچ خبری دادن که شاید برایم بهترین خبر سال بود . گفتن یکی از میهمانان سردار اسماعیل قاآنی جانشین سپاه قدسه !!! بقولی میخواستن منو سورپرایز کنن !!!!
یعنی بعد حدود بیست سال می تونستم آقا اسماعیل خودمونو ببینم و اونم در شبی باین خاطره انگیزی .
اومدن و ساعتی را نشستیم و گفتیم و ...... خلاصه تا صبح من بودم خاطراتی که له له له کرده دلمو .
و اما ..........

میدونستم آقا اسماعیل نه همون آقا اسماعیل زمان جنگ و فرمانده دوست داشتنیم که بلکه خیلی بهتر از اون آقا اسماعیل شده و هیچ نگرانی نداشتم ازین نظر که حالا که ببینمشون فرق کردن و بریدن و .... ازین تغییراتی که امروزه خیلی مد شده !!!!!
اما با دیدنشون و گفتن گفتنی ها خیلی خیلی خیلی خوشحالم ازین که باز هم در مقابل این مرد زانو زدم . مردی که امروز اسمش بین دشمنا خیلی مشهور تر از خودیاست و اونقدر که دشمنا بهش فکر می کنن ماها اصلا ازش استفاده نمی کنیم .
اما بعد ...........

دیروز .... یادم میاد شب کربلای چهار و قیافه مصمم و نورانیشو دم اروند که بچه ها رو زیر قران رد می کرد و یاد سخنرانی های اتشی احساسی حماسی قبل عملیاتا . با بچه ها خوردن و خوابیدن و ترک تهجد به هیچ قیمتی نداشتن و لبان همیشه مترنم بر ذکر و چهره مصممی که در آن توکل موج می زد و هزاران خاطره ......
و امروز ..... همان قدرت و صلابت و همان مهربانی نگاه و همان نورانیت و همان توکل و همان نوع نگاه بوظیفه و تکلیف و نتیجه و همان نوع نگاه باسلام و جهاد و همان درک .... خیلی مهمه درک زمانه و درک جامعه و درک شرایط و خلاصه در مورد اقا اسماعیل نوشتن یه کتاب میخواد .
دوستان مشهدی :  در مورد کاوه و برونسی و بابا نظر بعد رفتنشون گفتین و نوشتین . در مورد اقا اسماعیل تا هست بگیم و بنویسیم . یا علی اش با بزرگان دفاع مقدس مشهد و ادامه اش با من . یکی بگوششون برسونه
خلاصه دیشب عالی بود و من عالی بودم عالییییییییییییی
همین !!!!!!

**_____________________**

25 / 10 / 91 خنثی

**_____________________**

28 / 10 / 91 :
وقتی که فقر می بینم دیوانه میشم و وقتی فقر و اشک و درد کودکان رو می بینم رواااااانی !!! در حد کفر و داد می زنم : خدایاااااااااااا این چه وضعشه ؟؟؟؟؟

دنیای نکبتی که این همه فقر و درد و اشک و رنج برای معصوم ترین موجودات عالم داره و دنیایی که دلشکستگان و خستگان و محرومان پناه گاهی ندارند چه بهتره که زودتر تموم بشه . گریه
و چقدر ما و متولیان پرخور, خوش پوش, مفرح, مرفه ما درین فجایع ایرانی و جهانی مقصریم بماند که می ماند تا روزی که بدددددد حسابرسی می کنند که چرا بجای با هم خوردن و با هم تفریح کردن زیاده خوردی و زیاده بردی و چقدر سنگین ست بساط سیاهی کارگزاران, ماشین چند صد میلیونی و ویلا دار و ...... عصبانی
و چقدر ناشکر و بی انصافند سوسول های درد ساز, تراژدی نویس, الکی خوش, الکی ناراحت !!!!!!!



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٦ | ٧:٥٢ ‎ق.ظ | نويسنده : سید محمد انجوی نژاد | نظرات ()